<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه خراسان بزرگ</title>
    <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه خراسان بزرگ</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 16 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 16 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناخت و واکاوی سبک و شیوه معماری مدارس دوره تیموری</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_203781.html</link>
      <description>معماری تیموری با بهره گیری از معماری ایلخانی و سلجوقی به ساختاری دست پیدا کرده که بناهای به جامانده از این دوره به خوبی این ویژگی ها را نشان می دهند. این پژوهش در تلاش بوده که بخشی از فرهنگ خراسان را شناخته و به سبک معماری دوره تیموری و معماری مدارس آن توجه ویژه کند؛ و با شناساندن فرهنگ خراسان، از طریق معماری خراسانی موضوعات فراموش شده را احیا نماید. این پژوهش با هدف، شناخت سبک معماری دوره تیموری و معماری مدارس آن و بررسی نمود سبک معماری دوره تیموری در مدارس آن، به دنبال آن است که به سوال"معماری دوره تیموری و مدارس آن، دارای چه سبکی بوده و نمود این ویژگی ها در معماری مدارس آن به چه صورت است؟ "پاسخ دهد. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی برای پاسخ به سوالات و رسیدن به اهداف استفاده شده و ابزار مورد استفاده پژوهش، مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد، مدارک مکتوب و متون تاریخی است. براساس یافته ها؛ برای شناخت سبک معماری دوره تیموری و مدارس آن، خصوصیات مکان یابی، کالبدی و عملکردی مورد بررسی قرار گرفت که از جنبه های جدید بودن این پژوهش نسبت به سایر پژوهش ها است. از ویژگی های مکانی، کالبدی و عملکردی آن ها: ساخت در مناطق حکومت تیموری، تنوع، شتاب زدگی، تحول در نیارش، بهره گیری از هندسه، عظمت گرایی، تناسبات، تقارن، تعادل، پیشرفت در تزئینات، سازماندهی فضایی، سازماندهی محوری است. در مقایسه دوره ها معماری تیموری تکمیل کننده دوره های قبل و تاثیرگذار بر دوره های بعد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و شکل‌گیری بازار تاریخی شهر بیرجند و شناسایی عناصر و ساختار کالبدی آن</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_205229.html</link>
      <description>کالبد بازارهای تاریخی، به‌عنوان سیستمی از شهر، مانند هر پدیده دیگر دارای ساختار است. این ساختار برآیند اشکال اجزای آن شامل حجره‌ها، راسته‌ها، چهارسوق‌ها و... در مراتب و سطوح مختلف در محیط است و اصول مشخص و معین بر آن حاکم است. بازار از بدو تولد مهم‌ترین فضای شهری در شهرهای ایرانی بشمار می‌آمده است و به‌طور معمول در امتداد مهمترین راه و محور شهر شکل می‌گرفت. در این تحقیق به معرفی بازار تاریخی بیرجند پرداخته می‌شود. بازار بیرجند همانند سایر بازارهای ایرانی از اجزا و عناصر مختلفی ساخته شده که برخی از آن‌ها در گذر زمان از بین رفته و برخی پابرجا می-باشد، که این عناصر را می‌توان به سه بخش عناصر کالبدی- اقتصادی (شامل راسته، کاروانسرا، حجره و...)، عناصر کالبدی &amp;amp;ndash; فرهنگی و مذهبی (شامل مسجد و مدرسه) و عناصر کالبدی &amp;amp;ndash; خدماتی و عمومی (شامل آب انبار و حمام) تقسیم نمود. هدف اصلی در این پژوهش بازشناسی و تحلیل الگوهای ساختاری_عملکردی بازار تاریخی شهر بیرجند است. با توجه به نتایج این تحقیق می‌توان گفت که شکل‌گیری بازار بیرجند تحت تاثیر عوامل مختلف جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از دورة صفوی به صورت علنی آغاز و در دورة قاجار گسترش و تکامل یافت و در عصر پهلوی با حرکت در خیابان‌کشی‌های جدید قطعه قطعه گردیده و در حال حاضر با کالبدی زخمی در حال جنب و جوش می‌باشد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و تحلیلی و با رویکرد تاریخی و فرهنگی بوده و جمع‌آوری یافته‌های آن نیز طریق مطالعات کتابخانه‌ای انجام شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل انفعالی و تسریعی فعالیتِ چاپخانۀ سنگی آستان قدس رضوی در دورۀ قاجار</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_213545.html</link>
      <description>با ورود صنعت چاپ سنگی به ایران در دورۀ قاجار، در شهرهای مختلف چاپخانه‌های متعددی ایجاد شد. نخستین و فعال‌ترین چاپخانه سنگی مشهد در مجموعۀ آستان قدس رضوی در 1294ق آغاز به فعالیت نمود. این چاپخانه طی پنچاه سال، به انتشار 28 کتاب پرداخت و سرانجام در 1344ق به واسطه عوامل گوناگون، فعالیت آن پایان یافت. هدف از پژوهش حاضر با تکیه‌بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش است که چه عوامل انفعالی و تسریعی بر روند فعالیت چاپخانه سنگی آستان قدس رضوی موثر بوده است؟ یافته‌ها مبنی بر نگرشِ قیاسی و تحلیلِ نکات مذکور در کتاب‌های برجای مانده از این چاپخانه، حاکی از آن است که عوامل انفعالی شامل نگرش و تغییر پی در پی متولیان، تنش‌های سیاسی، نظامی، اجتماعی (محلی، ملی، بین‌المللی)، تضاد منافع سنت و تجدد و عوامل تسریعی شامل نگرش مثبت برخی از متولیان، علما و سایر رجال، نذر، خیرات و وقف کتاب، حضور مجاوران و زائرینِ دارای رویکردِ علمی-مذهبی و فعالیت کتابفروشان بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقوق بین‌الملل و پاسداشت زبان فارسی</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_215758.html</link>
      <description>زبان فارسی از پایه‌های اصلی وحدت‌آفرین و هویت‌بخش فارسی‌زبانان در سطوح مختلف بوده و گسترش، تقویت و پاسداشت آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. در زمینة پاسداشت زبان فارسی راهکارهای گوناگونی از جانب نویسندگان و پژوهشگران مطرح شده که بیشتر آنها راهکارهای درون کشوری (ملی) بوده و تا اکنون در چارچوب سازوکارهای فراملی به این مهم پرداخته نشده است. اینکه حقوق بین الملل برای پاسداشت زبان فارسی از چه ظرفیت ها و قابلیت هایی برخوردار است؟ پرسش  محوری این پژوهش است که با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و با به‌کارگیری روش توصیفی - تحلیلی به آن پرداخته شده. لذا تحلیل و بررسی ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل برای پاسداشت زبان فارسی هدف اصلی این پژوهش است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که: تأسیس یک سازمان منطقه‌ای میان دولتی با محوریت کشورهای فارسی‌زبان، حمایت از سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد که در زمینه‌های پاسداری، تقویت و گسترش زبان فارسی فعالیت می‌کنند، شامل ساختن فارسی به‌عنوان زبان رسمی و کاری سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی ای که کشورهای فارسی‌زبان عضو آن هستند و گنجانیدن زبان فارسی در جمع زبان‌های نگارش عهدنامه‌ها و سند تأسیس سازمان‌های منطقه‌ای از جمله ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل هستند که می‌توان برای پاسداشت زبان فارسی از آن‌ها بهره جست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی بر ساختار تجسمی و محتوایی کتیبه‌ها و نقوش ازاره سنگی دو رواق دارالحفاظ و دارالسیاده در حرم رضوی</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_221281.html</link>
      <description>هنر اسلامی با تزیینات ابنیه و مکان‌های مذهبی نمود پیدا می‌کند؛ کتیبه‌نگاری‌ و نقوش سنتی در مجموعه حرم رضوی، با توجه به دوره تاریخی، گنجینه‌ای است که علاوه بر اصل زیبایی‌شناختی، حامل پیام و مفاهیم عمیقی است و می‌توان به درک بهتری از فرهنگ، تاریخ و هنر اسلامی دست‌یافت. حرم مطهر رضوی در زمره باشکوه‌ترین بناهای مذهبی ایران است؛ و هنرمندان در عصرها و عرصه‌های گوناگون، هنرشان را وسیله‌ای برای عرض ارادت به آن حضرت دانسته‌اند. ازجمله این آثار، کتیبه‌های منبت سنگی است که از منظر ساختار بصری و ترکیب‌بندی و محتوا موردبررسی قرارگرفته است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تحلیل ویژگی ساختار و مضمون کتیبه‌ها و تزیینات حجاری‌شده در ازاره1 سنگی دو رواق دارالسیاده، دارالحفاظ بوده و برای پاسخ به این پرسش‎هاست: ساختار بصری و تجسمی خط در رواق‌های دارالسیاده، دارالحفاظ چیست؟ و ازنظر محتوا بر اساس چه موضوعاتی است؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی _تحلیلی و گرداوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی است. یافته‌ها نشان می‌دهد، محتوای کتیبه‌های موردبررسی بر اساس مفاهیم قرآنی و دعایی با خط ثلث و قطعات ادبی با خط نستعلیق اجراشده است که هم ازنظر فضاسازی و هم قرائت آسان باقابلیت‌های بصری این دو نوع خط در ترکیب‌بندی آن‌ها هماهنگ شده است. ساختار تجسمی کتیبه‌ها در قالب‌های هندسی بیضی دایره نقش شده و اغلب با ضرباهنگ متناوب و متباین تکرار شده‌اند. این کتیبه‌ها از جهت ترکیب‌بندی در قالب‌های متقارن، عمودی، افقی، متقاطع و اریب موردبررسی قرارگرفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فنی و بصری گل و مرغ در نقاشی ایران قرن چهاردهم هجری خورشیدی</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_221282.html</link>
      <description>گل و مرغ دوره معاصر ایران را آغاز مشروطیت تا پایان قرن چهاردهم می‌توان دانست. در دوره پهلوی این خانواده‌ها ازجمله امامی‌ها آثار گل ومرغ‌شان مورد توجه توریست‌ها و پژوهشگران غربی شد. در پهلوی دوم هنرمندانی چون حسین الطافی و عیسی آلفته این مهم را به دوش گرفتند تا رونق بازار نقاشی گل‌مرغ  گرم باشد هدف این مقاله، معرفی هنرمندان گل و مرغ‌ساز و بررسی در دوره معاصر است.  از این رو در پی پاسخ به این سوالات هستیم: جریان گل و مرغ د دوره پهلوی اول و دوم توسط کدام هنرمندان به دوره انقلاب منتقل شد و ویژگی‌های فنی و بصری گل و مرغ پس از انقلاب چیست؟ چرا می‌توان طوفانی را «خاتم قرن» در نقاشی گل و مرغ دانست؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی بوده و شیوه گردآوری مطالب، کتابخانه‌ای و میدانی به صورت مصاحبه با استفاده از منابع قابل دسترسی موزه‌ها و سایت های معتبر انجام گرفته است.  یافته‌های مبتنی بر تحلیل های بصری نگاره‌ها، حاکی از آن است که پس از انقلاب با سه شیوه نقاشی گل و مرغ روبروییم، شیوه ای که ادامه دهنده گل و مرغ زند و قاجار است، شیوه خیال انگیز محمدباقر آقامیری و شیوه فتاحی که ضمن رهیافت‌هایی از سنت‌های پیشین، از حیث اجرا و ترکیب متفاوت است، در دهه اخر قرن چهاردهم هنرمندی به نام امیرطوفانی برای نخستین بار «روایت» را با تکیه بر اصول نگارگری ایرانی و آگاهی از گل و مرغ دوره‌های پیشین وارد نقاشی گل و مرغ می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی فرم و نقش شمعدان‌های فلزی ادوار تیموری، صفوی و قاجار</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_221283.html</link>
      <description>مسئله پژوهش، بررسی و تطبیق شمعدان‌های ادوار تیموری، صفوی و قاجار و بیان افتراقات و اشتراکات فرم و نقش شمعدان‌ها با یکدیگر است. در همین راستا هدف، ابتدا شناسایی ویژگی‌های فرمی و نقش‌مایه‌های تزئینی حاکم بر شمعدان‌های این ادوار بوده و سپس، تطبیق ساختار فرم و نقوش تزئینی این شمعدان‌ها و در نهایت، توسعه دانش نظری هنر فلزکاری ادوار تیموری، صفوی و قاجار است. سوال اصلی پژوهش، فرم و نقش شمعدان‌های دوره‌های تیموری و صفوی و قاجار چیست و وجوه اشتراک یا افتراق آن کدام است؟ نوع تحقیق، توصیفی-تاریخی است. جمع‌آوری اطلاعات، به روش کتابخانه‌ای و اسنادی است. جامعۀ آماری پژوهش، شامل 7 شمعدان‌  فلزی از هر دوره است که در مجموعه‌های شخصی، موزه‌های خارجی و داخلی و به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند. نتایج نشان می‌دهند فرم شمعدان‌ها در دوره تیموری از فرم مخروطی ناقص به پایه شمعدان‌های ستونی صفوی و قاجار تغییر می‌یابد. جنس پایه شمعدان‌ها در هر سه دوره عمدتاً از برنج و غالبا از تکنیک ریخته‌گری و حکاکی و بیشترین نقوش بکار رفته در هر سه دوره گیاهی بوده است. وجود برخی افتراقات چون رواج تزئینات کتیبه نویسی به خط نسخ و ثلث با مضمون دعایی برای دارنده و مدح و ستایش سلطان در دورة تیموری، استفاده از خط نستعلیق با مضمون عرفانی و اشعار در دورة صفوی و بازگشت به استفاده از خط ثلث در دورة قاجار جهت استفاده از متون عربی بوده که در دورة صفوی این مضامین و اشعار مرتبط با کارکرد شمعدان‌ها و در دوره تیموری و قاجار کمتر مرتبط بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌‌شناسی ساختارهای فرمی حاشیه‌ در فرش‌های منقوش در نگاره‌های عصر تیموری</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_228392.html</link>
      <description>فرش‌ به‌مثابه یک شیء هنری، از نظر ساختارِ طرح عموماً به دو بخشِ زمینه و حاشیه‌ تقسیم‌بندی می‌شود. پژوهشگرانی در بازشناسیِ برخی گونه‌های فرش ازجمله فرش‌های عصر تیموری، عناصرِ نقش موجود در حاشیه‌ها را به‌منزلۀ مؤلفه‌ای سبکی از آن هنر، دانسته‌اند. به این‌ترتیب، اهمیت بازشناسی حاشیه‌ها در فرش‌های سبکِ تیموری نشان می‌دهد که گونه‌شناسی و طبقه‌بندی آنها می‌تواند به شناخت نسبیِ فرش‌های مذکور کمک نماید. از طرفی از این دسته‌ فرش‌ها نمونۀ سالم و کاملی، به‌جز چند تخته پاره فرش، در دسترس نیست و اساساً برخی نگاره‌های باقی‌مانده از آن دوره، به‌عنوان منابعی در دسترس و مؤثر، در بازشناسی این هنر به‌کار گرفته می‌شوند؛ از این‌رو، پژوهش کیفی حاضر از این منابع بهره یافته و به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و با هدفِ طبقه‌بندی و گونه‌شناسی حاشیۀ فرش‌های سبک‌ تیموری، به این پرسش اصلی پاسخ خواهد داد که حاشیه‌های مذکور بر مبنای ساختار بصری در قالب چه گونه‌هایی قابل شناسایی هستند؟ از این جهت، داده‌های این تحقیق با روش اسنادی گردآوری شده و در دو سطح توصیف و تحلیل، به شناخت ساختارهای فرمی موجود در حاشیۀ فرش‌های عصر تیموری پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که  حاشیه‌های این فرش‌ها، شامل چهار گونۀ کلی و ده زیرگونه به این شرح هستند؛ 1- حاشیه‌های متشکل از گره‌های مشبک (با عنصر اصلی گره سرنوشت، با عنصر اصلی گره قلاب درهم)؛ 2- حاشیه‌های متشکل از گره سرنوشت یا متشکل از گره قلاب درهم (گره سرنوشت، گره ترکیبی، گره ترکیب‌شونده)؛ 3- حاشیه‌های اسلیمی (محرابی- قندیلی، شمعدانی، تمام اسلیمی)؛ 4- حاشیه‌های ساده (هندسی، هندسی- گردان).</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان پایبندی به شعارهای انتخاباتی در اقدامات مسئولین محلی شهری؛ نمونه تناسب فعالیت‌های پنجمین دوره شورای اسلامی شهر مشهد با شعار انتخاباتی &amp;laquo;مشهد شهر هوشمند&amp;raquo;</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_235882.html</link>
      <description>مطالعه حاضر تلاش &amp;amp;rlm;دارد به بررسی انعکاس شعارهای انتخاباتی در اقدامات اعضای پنجمین دوره &amp;amp;rlm;شورای &amp;amp;rlm;اسلامی &amp;amp;rlm;شهر مشهد بر پایه شعار محوری &amp;amp;laquo;مشهد شهر هوشمند&amp;amp;raquo;، بپردازد. مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی با تکیه &amp;amp;rlm;بر روش‌های کمی &amp;amp;rlm;و کیفی (تحلیل &amp;amp;rlm;محتوا)، جامعه &amp;amp;rlm;آماری شامل کلیه اقدامات شورای پنجم در طول 4 سال و متغیرهای تحقیق نیز واژگان مرتبط با شهر هوشمند براساس مبانی نظری در 6 بعد است. در گام اول با مراجعه به آرشیو پایگاه شورای&amp;amp;rlm; شهر مشهد، کلیه اقدامات شورای پنجم در طول 4 سال شامل604 مصوبه در پایگاه اطلاعات آماری نرم افزار اکسل ذخیره گردید. در ادامه با بازخوانی چند باره کلیه اقدامات، فعالیت‌های مرتبط با هوشمندسازی شناسایی و دسته&amp;amp;rlm; بندی شد. بهره&amp;amp;rlm;گیری از روش‌های کمی، روندهای کلی اقدامات را روشن ساخت. استفاده&amp;amp;rlm; از روش &amp;amp;laquo;تحلیل&amp;amp;rlm;محتوا&amp;amp;raquo; و کدبندی اقدامات نشان دادکه در مجموع 16.2% از اقدامات شورا، مرتبط با شهرهوشمند بوده که از این بین تنها 30.6% تصمیمات، خاص &amp;amp;rlm;دوره &amp;amp;rlm;پنجم و مابقی تداوم فعالیت-های ادوار گذشته است. در فرایند کدگذاری مشخص گردید که بیشترین توجه به زندگی &amp;amp;rlm;هوشمند و کم‌ترین نیز به اقتصاد هوشمند بوده&amp;amp;rlm;است. تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها  بیانگر فقدان دستورالعمل جامع به منظور هدایت اقدامات، عدم شمولیت، عدم انطباق با مبانی علمی شهر هوشمند، فقدان توجه به موضوعاتی همچون باز توزیع جمعیت، دسترسی ایمن به فضای مجازی و خدمات عمومی، مصرف بهینه انرژی و اقتصاد دانش بنیان است که باید به عنوان مهم‌ترین چالش‌های موجود در اقدامات شورا یادکرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رویکردهای حاکم بر تغییر کاربری اراضی در شهر مشهد</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_215146.html</link>
      <description>این پژوهش، تغییرات کاربری‌های اراضی شهری مصوب شده در کمیسیون ماده پنج شورای عالی شهرسازی و معماری را منطبق با پنج دوره فعالیت شورای شهر مشهد بررسی می‌کند تا نقش شورای شهر نیز درباره این مصوبات موردمطالعه قرار گیرد و رویکردهای حاکم بر این تغییرات در دورۀ موردمطالعه شناسایی شود. شیوة مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و با بهره‌گیری از روش‌های کمی-کیفی انجام شده است. داده‌ها با مراجعه به آرشیو مصوبات شورا (شامل 4530 مصوبه در پنج دوره فعالیت شورای شهر) به دست آمد که تعداد 341 مصوبه در ارتباط با تغییرات کاربری‌های شهری شناسایی شد و از میان آن‌ها، مصوباتی که به شکل مستقیم و غیرمستقیم با موضوع پژوهش در ارتباط بود در نرم&amp;amp;shy;افزار اکسل ذخیره شد (7.6% از کل مصوبات با میانگین 69 مصوبه برای هر دوره). در ادامه با استفاده از روش تحلیل محتوا (کدگذاری باز- محوری- انتخابی) مصوبات مورد ارزیابی قرارگرفته و رویکردهای حاکم بر برنامه&amp;amp;shy;ریزی در هر دوره و رویکرد کلی درباره تغییرات کاربری‌ها بررسی شد که نشان‌دهنده اهمیت ویژه به ابعاد کالبدی و اقتصادی است. درنتیجه، در کدگذاری باز 13 محور، در کدگذاری محوری 4 موضوع مهم و در کدگذاری انتخابی، سه مقوله پیش&amp;amp;shy;بینی نیاز‌های جمعیتی آینده، جلوگیری از فعالیت&amp;amp;shy;های متعارض و متناقض، فراهم‌سازی و تأمین نیازهای اولیه شهروندان به دست آمد. نتایج این پژوهش بیانگر تغییر رویکردها به تغییر کاربری در هر دوره، در موضوعات گوناگون است. از سویی، محور رویکردها عمدتاً تکیه شدید بر عمران و توسعه شهری و خدمات عمومی دارد که در همین خصوص پیشنهادهایی ارائه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نیازسنجی از جوامع محلی؛ عاملی در پایداری پروژه‌های بازآفرینی بافت‌های فرسودۀ شهری (مطالعه موردی: محلات انصار و اروند)</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_236240.html</link>
      <description>بازآفرینی به‌عنوان پارادایم غالب نوسازی و احیاء و نیز از عمده‌ترین رویکردها در زمینۀ پایداری بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری، ابعاد چندوجهی و گسترده‌تری را برای ارتقاء و بهبود نظام شهرسازی، پیشِ‌رویِ طراحان، برنامه‌ریزان و مدیران شهری جهت مداخله‌ای هدفمند قرار می‌دهد. لذا پژوهش کمَی و کاربردی حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی به &amp;amp;laquo;نیازسنجی از جوامع محلات حاشیه‌نشین انصار و اروند واقع در منطقه 6 شهرداری مشهد برای بازآفرینی پایدار این محلات&amp;amp;raquo; و اولولیت‌بندی نیازهای این جوامع در تمام ابعاد کالبدی- عملکردی؛ حمل‌و‌نقل و دسترسی؛ محیط‌زیست، خدمات شهری و مدیریت بحران؛ فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی پرداخت و بدین‌منظور از مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای برای بررسی چهارچوب نظری و تجربی استفاده نمود و از مشاهدات میدانی و ابزار پرسشنامه (ساختاریافته) و توزیع آن در میان حجم نمونۀ 377 نفری با روش چندمرحله‌ای در سطح زیرمحلات نیز، نیازسنجی مذکور را انجام داد؛ سپس برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها و اولویت‌بندی آن‌ها، از نرم‌افزار spss و آزمون فریدمن بهره برد و نشان داد که مهم‌ترین خواسته و نیاز جوامع محلی &amp;amp;laquo;حذف معتادان متجاهر از محیط محلات&amp;amp;raquo; و سپس به‌ترتیب &amp;amp;laquo;زیباسازی محیط و فضای شهری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انجام فعالیت‌هایی در راستای خوشنامی و بهبود هویت اجتماعی محله در جامعه شهری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پاکسازی وسالم‌سازی محیط (اعم از: رفع مشکلات شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی، جمع‌آوری زباله، دفع پسماند)&amp;amp;raquo; می‌باشد. بر پایۀ چنین مطالعاتی می‌توان به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کاملاً عینی، انسان‌مدار و مشارکتی برای بازآفرینی پایدار محلات فرسوده و ناکارآمد شهری پرداخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوریتمیک هندسه کاربندی: ارائه روشی برای مدلسازی کاربندی (نمونه مورد مطالعه: کاربندی ایوان بنای خواجه ربیع مشهد)</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_244948.html</link>
      <description>معماری سنتی ایران پیوندی ناگسستنی با هندسه دارد. چه در جزییات و تزیینات و چه در کلیات و ساختار یک عنصر معماری، ردپای این هندسه به چشم می‌خورد. باززنده‌سازی و به‌کارگیری مجدد این هندسه‌ها می‌تواند از جایگاهی ویژه در راستای احیای هویت ایرانی در معماری برخوردار باشد. کاربندی نوعی پوشش تاقی در معماری ایران است که به دلیل ساختار هندسی خود، ویژگی‌های مختلفی را در اختیار معماران سنتی قرار می‌داده است. احیای این هندسه و گسترش آن در راستای ایجاد هندسه‌هایی متفاوت‌تر می‌تواند گزینه‌های مختلفی از طراحی را در اختیار معماران قرار دهد. حال سؤال اینجاست که آیا امکان بازتعریف هندسه کاربندی با استفاده از ابزارهای طراحی الگوریتمیک وجود دارد؟ برای این منظور می‌توان از ابزارهایی که طراحی محاسباتی در اختیار معماران می‌گذارد استفاده کرد تا علاوه بر ایجاد فرآیندی خودکار برای مدل‌سازی این هندسه، با کاوش در پاسخ‌های طراحی بتوان به هندسه‌های جدیدی بر مبنای هندسه‌ی کاربندی دست پیدا کرد. نتیجه این فرآیند دست‌یابی به مدل الگوریتمیک یک کاربندی است که فرآیند ایجاد آن به‌صورت یکپارچه الگوریتم نویسی شده است. نتیجه ایجاد این الگوریتم‌ها ترسیم یک کاربندی با هر تعدادی از تقسیمات، انطباق منحنی‌های مختلف به‌عنوان لنگه تاق و نیز درنهایت اعمال این هندسه بر روی صفحاتی با فرم آزاد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی پیکره‌بندی فضایی حرم مطهر رضوی در نقشه‌های تاریخی</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_244949.html</link>
      <description>مجموعه حرم مطهررضوی در طی دوره‌های مختلف تاریخی، تحولات و گسترش‌های کالبدی-فضایی بسیاری را به خود دیده است که سبب گشته پیکره‌بندی فضایی و رفتار حرکتی زائران دچار دگرگونی شود و به سمت پیچیده‌تر شدن، حرکت کند. زائران بسیاری برای زیارت به این مجموعه می‌آیند که آشنایی با فضاهای مجموعه ندارند ازین‌رو شناخت پیکره‌بندی فضایی و تغییر آن و قابلیت فضا جهت تسهیل رفتار حرکتی زائران دارای اهمیت بسیاری است. هدف این پژوهش شناخت پیکره‌بندی فضایی مجموعه حرم‌مطهر‌رضوی است. در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته بهره‌گرفته شده است در گام اول با مطالعات کتابخانه‌ای به تاریخچه گسترش حرم مطهررضوی و نقشه‌های موجود آن پرداخته شده است، در گام دوم به شناسایی پیکره‌بندی فضا و مولفه‌های آن پرداخته شده است سپس نقشه‌های تاریخی در نرم افزار اتوکد بازترسیم شده‌اند و جزئیات غیر ضروری آن‌ها انتزاعی شده تا در نرم افزار دپس‌مپ به نقشه محوری تبدیل شوند و مورد تحلیل قرار گیرند‌. مولفه‌های &amp;amp;laquo;هم‌پیوندی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارتباط&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عمق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حرکت طبیعی&amp;amp;raquo; تحلیل شده‌اند و در انتها با استدلال منطقی نتایج تفسیر شد. نتایج نشان می‌دهد که در دوره‌های تاریخی، فضاهای مرکزی حرم مانند روضه منوره و صحن انقلاب از هم‌پیوندی و خوانایی بیشتری برخوردار بوده‌اند، در حالی که در دوره معاصر، با افزودن فضاهای جدید مانند صحن پیامبر اعظم، تمرکز حرکتی پراکنده و خوانایی فضایی کاهش یافته است. همچنین، تحلیل پارامترهایی چون اتصال‌پذیری، عمق و حرکت طبیعی بیانگر تضعیف محورهای تاریخی و تمرکززدایی فضایی در طرح‌های معاصر است که موجب کاهش سهولت دسترسی و دشواری در جهت‌یابی زائران شده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر مساحت و تناسبات فضای باز مساجد سنتی خراسان بزرگ در ایجاد آسایش حرارتی (جهت ارائه الگوی بهینه مساجد معاصر)</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_244950.html</link>
      <description>آسایش حرارتی فضای باز یک معیار مهم برای ارزیابی کیفیت محیط‌های دارای فعالیت در فضای باز می‌باشد، و در طول تاریخ همواره مورد توجه معماران بوده است. جهت دستیابی به آسایش حرارتی توجه به اقلیم ضروری است، که در بناهای سنتی ایران به وضوح قابل مشاهده است. در این میان، مساجد سنتی به دلیل اهمیت مذهبی و استفاده مداوم از فضای باز آن، اهمیت بیشتری داشته، و معماران بهترین پاسخ را به اقلیم جهت نیل به آسایش حرارتی داده‌اند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین تناسبات ارتفاع به عرض و مساحت بهینه فضای باز مساجد سنتی خراسان بزرگ بوده است، و با بهره‌گیری از نتایج آن الگوی بهینه‌ی مساجد معاصر در خراسان بزرگ ارائه گشت. محدوده‌ی پژوهش خراسان بزرگ، فارغ از مرزبندی‌ها‌ی مکانی حاضر، شامل چهار پهنه‌ی اقلیمی مختلف شامل شهرهای قوچان، مشهد، سبزوار و طبس به عنوان نمونه موردی، بوده است. در روند پژوهش تاثیر تناسبات ارتفاع به عرض و مساحت فضای باز از حیث آسایش حرارتی به وقت نماز ظهر در فصل تابستان بررسی شده است. پس از بررسی کیفی ادبیات و مبانی نظری موجود، آسایش حرارتی در فضای باز در منطقه محصور شده به صورت عددی با شبیه‌سازی در نرم افزار ENVI‐MET4 و تحلیل نتایج شبیه‌سازی در Leonardo بر مبنای شاخص PMV مورد تحلیل واقع گشت. نتایج پژوهش حاکی از آن است، که درصد بهینه‌ی صحن در چهار پهنه اقلیمی 40 درصد می‌باشد. تناسبات بهینه‌ی شهر قوچان H'/W=1 H=8 H'=10 H/W=0.8، مشهد H=H'=14 H/W=1.4 H'/W'=1، سبزوار H=H'=14 H/W=1.4 H'/W'=1 و طبس H=H'=14 H/W=1.4 H'/W'=1 می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خانه تاریخی سوهانگر و هم سنجی نقش مایه های دیواری به جا مانده در آن و خانه تاریخی بلخاسب در مشهد</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_244951.html</link>
      <description>ساختمانهای تاریخی هر منطقه پیوندی ملموس با گذشتۀ انسانها دارند و شاهدی بر استعدادِ معماری دوران‌های گذشته هستند. مشهد به عنوان شهری تاریخی و مذهبی همواره از شهرهای پرجمعیت ایران بوده وخانه‌سازی در آن رونق داشته. در قاجار معماری ایران دچار تحولات منحصر به فردی شد که نتیجۀ نفوذ فرهنگ غرب بود. خانۀ سوهانگر در مشهد و اطراف حرم از خانه‌های اواخر دورۀ قاجار و دارای ویژگی‌های معماری و تزئیناتی این دوره است. پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و شیوۀ توصیفی ‌_ تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه‌ای و مطالعات میدانی به دنبال الگوها و عناصر معماری و تزئینی در بنای سوهانگر و میزان تأثیرپذیری آن از غرب است نقاشی دیواری بنا به سبب موضوع و اندازه اهمیت دارد. نگارندگان قصد دارند ضمن معرفی بنای فوق تاثیر فرهنگ غرب را بر نمونۀ موردی که متعلق به شهروندی عادی است را بررسی کرده و عناصر سنتی و مدرن در تزئینات، معماری و عناصر ارزیابی و شناسایی کنند. در نهایت نقاشی دیواری بنا را با نمونه مشابه از حیث موضوع مقایسه کنند. یافته های پژوهش نشان می دهد نفوذ غرب باعث پیدایش عناصر و آرایه‌های فرنگی در بافت خانۀ سوهانگر شده است. مصالح سنتی استفاده شده. نقاشی دیواری بنا کاملاً تحت تأثیر غرب و مناظر غربی می‌باشد و هیچ نشانه‌ای از عناصر ایرانی در آن به چشم نمی‌خورد حال آن‌که نقاشی‌های بنای بلخاسب با وجود تأثیر‌پذیری از عناصر غربی به برخی مناظر و عناصر ایرانی وفادار بوده تا جایی که حتی ردپای نقاشی دیواری باستانی ایران در آن به چشم می خورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گوناگونی مذهبی در آسیای میانه در سده های چهارم تا هشتم میلادی در پرتو شواهد باستانشناختی؛ مطالعه موردی: آیین مسیحیت</title>
      <link>https://jgk.imamreza.ac.ir/article_237159.html</link>
      <description>سرزمین آسیای میانه و نواحی پیرامونی آن در بازه سده‌های چهارم تا هشتم میلادی که مصادف با دوره ساسانی و صدر اسلام در ایران است، یکی از مناطق پر اهمیت به منظور مطالعه و بررسی پراکنش و شکوفایی ادیان در دوران باستان به شمار می‌رود. در حقیقت، شواهد باستان‌شناختی موجود به همراه برخی از منابع تاریخی بر یک گوناگونی مذهبی فوق‌العاده در این سرزمین دلالت دارند. اگرچه بنابر منابع و کتیبه‌های تاریخی بخش‌های زیادی از این سرزمین، از جمله منطقه سغد، به عنوان قسمتی از قلمرو شاهنشاهی ساسانی در نظر گرفته می‌شد، این پراکنش ادیان و گوناگونی مذهبی یاد شده در چنین مقیاس گسترده‌ای در دیگر سرزمین‌های تحت نفوذ و سلطه ساسانیان قابل پیگیری نیست. از جمله این ادیان، مسیحیت است که بررسی چرایی گسترش آن در آسیای میانه باتوجه به دوری این منطقه از مراکز مسیحیت در آن دوران و فقدان پژوهش‌های کافی در این حوزه در باستان‌شناسی ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن تبیین وضعیت مسیحیان در آسیای میانه، به بررسی عوامل موثر بر جهانی شدن این آیین در دوره مورد نظر بپردازد. شیوه پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که سه عامل مهاجرت‌های اجباری، مبادلات تجاری-سیاسی، و حضور مبلغان مذهبی مهم‌ترین نقش را در گسترش این آیین در سرتاسر آسیای میانه ایفا می‌کرده‌اند و مسیحیت، در کنار زرتشتیگری و بوداییسم، آیینی پویا در منطقه بوده است. حمایت احتمالی برخی فرمانروایان محلی نیز در روند گسترش این آیین در منطقه نقشی پررنگ داشته است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
