دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 «پژوهشی پیرامونِ جغرافیایِ تاریخی، فرهنگیِ ناحیه ی طوس در چهار قرن نخستین اسلامی» «با اتکاءِ به؛ داده های باستان شناختی و متون تاریخی» 30 11 FA محمود بختیاری شهری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران محمد مرتضایی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران رضا شعبانی صمغ آبادی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران 2017 01 18 پهنه‌ی فرهنگیِ طوس، مطابق با حوضه ی آبریزِ کَشَف رود؛ ناحیه‌ای به وسعتِ حدودأ هفده هزار کیلومتر مربع است که در میان دو رشته کوهِ هزارمسجد و بینالودِ استان خراسان رضوی قرار دارد. وضعیت طبیعی و موقعیت سوق الجیشیِ ویژه، این سرزمینِ حاصل‌خیز را از کهن‌ترین ایّام به مکانی مهم و تاثیرگذار در معادلات تاریخی، فرهنگی و سیاسیِ خراسان بزرگ تبدیل کرده و از این رو، همواره مورد توجه اقوام مختلف، و همچنین مطمعِ نظر سپاهیانِ کشورگُشا بوده و رویدادهای فراوانی را در طول تاریخ به خود دیده است. از جمله این رویدادها؛ فتحِ مصالحه‌آمیزِ طوس بدست سپاهیان اسلام است. در این جریان، ناحیه‌ی طوس در نقشِ دروازه‌ی ورود اسلام و عرب به شمال شرق ایران و مناطق مجاور آن ظاهر گردید. از این جهت، می‌توان آن را بعنوان بخشی مهم از جغرافیای فرهنگی_تاریخی؛ و جزء جدایی‌ناپذیر و منطقه‌ای شاخص در فرایند فتح خراسان بزرگ قلمداد نمود. با این فرضیه که «شهرِ سناباد» در آغاز اسلام، مرکز سیاسی و حاکم‌نشین ناحیه‌ی طوس بود، و شهرهای «نوقان»و «طابران»، بعد از ورود سپاهیان اسلام ایجاد گردیدند و جایگزین شهرها و اماکن دورانِ قبل شدند. حیات مدنی و اجتماعی روستاها و شهرهای دیگرِ طوس ، نظیرِ شهرِ «رادکان» و روستای «پاژ»، از دوره‌ی ساسانی تا سده‌های میانیِ اسلامی تداوم داشته است، و ادامه‌ی حیات در اماکن و تاسیساتِ تدافعی؛ مانند «قلعه شهرخراب»و «قلعه قهقهه»، اندک زمانی پس از احداث توسط لشکریانِ اسلام، متوقّف و متروک گردیده است. باعنایت به وجود ابهامات در نوشته‌های تاریخی، در مقاله‌ی حاضر تلاش شده بطور فشرده و با بهره‌گیری از داده‌های حاصل از مطالعات میدانیِ باستان‌شناسی، به پرسش‌های عمده‌ی تحقیق از جمله؛ جایگاه طوس در زمان فتح خراسان، موقعیت اماکن زیستی، وضعیت الگوهای استقراری، شکل‌ها و عملکردِ شهرها و روستاهایِ ناحیه‌ی طوس از آغازِ اسلام تا دوره سلجوقی، و در نهایت، نقش و سهم آن در تحولات تاریخی_ فرهنگیِ دورانِ یاد شده و بخصوص جایگاه آن در فرایندِ انتقالِ فرهنگ و تمدنِ عصرِ ساسانی به عصرِ اسلامی، درحدِّ امکان پاسخ داده شود و از دیدگاه باستان‌شناختی، بررسی و مورد تحلیل قرار گیرد. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/37/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 واکاوی فضای گفتمانی نیشابور در زمان فضل بن شاذان 46 31 FA ابوالقاسم عارف نژاد عضو هیئت علمی گروه تاریخ تمدن و فرهنگ ملل اسلامی - دانشگاه پیام نور 2017 01 18 چکیدهتبیین فضای فکری حاکم بر اندیشه فضل بن شاذان و علت تمرکز وی بر مباحث  کلامی و فقهی   مستلزم تبیین فضای گفتمانی حاکم بر زمان وی می باشد تا مشخص گردد  این دیدگاهها در چه شرایطی مطرح شده است و معطوف به چه اهدافی بوده است. نویسندگانی که در باره فضای گفتمانی نیشابور در زمان زندگی فضل بن شاذان( نیمه اول قرن سوم) به اظهار نظر پرداخته اند با  رویکردها و جهت گیری بسیار متفاوتی به این امر پرداخته و در نتیجه قضاوت های مختلفی در این باره اظهار داشته اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تجزیه و تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به این نتیجه رسیده است که فضای نسبتا آزاد فکری حاکم بر نیشابور زمینه  طرح اندیشه ها و گفتمان های مختلف از  جمله گفتمان شیعی را در این شهر فراهم ساخت و رویکرد و جهت گیری تلاش های  فضل بن شاذان متاثر از این فضای گفتمانی بوده است.کلید واژه ها: فضل بن شاذان، نیشابور، تحلیل گفتمان "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/38/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 تأملی بر عرفان و تصوف در شرق ایران و تأثیر متقابل عرفا و صوفیان سیستانی و خراسانی بر یکدیگر در قرون نخستین اسلامی 56 47 FA دوستعلی سنچولی دانشگاه زابل منصور نیک پناه رییس مجتمع دانشگاه سیستان و بلوچستان 2017 01 18 عرفان و تصوف اسلامی یکی از موضوعات قابل توجه در بررسی­های اجتماعی و فرهنگی سیستان و خراسان در قرون نخستین اسلامی می­ باشد. این جریان فکری و اجتماعی از همان آغاز قرن اول هجری، با زهد و گریز از لذّات دنیوی در جهان اسلام شروع شد و در قرون بعدی سازمان یافته­ تر گردید و در شرق ایران هواداران زیادی به­ دست آورد. عوامل متعددی همچون حضور حسن بصری و هوادارانش، صوفیان کرامیه، ملامتیه و ... در گسترش اندیشه ­های عرفانی و صوفیانه در سیستان و خراسان مؤثر بوده ­است. در این مقاله سعی بر آن است تا با شیوة کتابخانه­ ای، اطلاعات و داده ­های تاریخی جمع­ آوری و سپس با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی علل و عوامل گسترش عرفان و تصوف در سیستان و تأثیر متقابل عرفا و صوفیان سیستانی و خراسانی بر یکدیگر پرداخته شود. عرفان و تصوف توانست در قرون سوم و چهارم دستاوردهای مثبت و مفیدی برای مردم منطقه به همراه داشته باشد و از تعصبات مذهبی میان خوارج و اهل سنّت و مذاهب حنفی با شافعی و قتل و غارت­ های ناشی از آن که در گذشته وجود داشت بکاهد. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/39/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 تحلیل نقوش سنگ‌نگاره‌های محدوده تاریخی خراسان بزرگ در استان خراسان جنوبی 82 57 FA حمیدرضا قربانی هیات علمی گروه باستان شناسی دانشکده هنر دانشگاه بیرجند سارا صادقی دانش آموخته کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه بیرجند حسن هاشمی زرج آباد دانشکده هنر دانشگاه بیرجند 2017 01 18 هنر صخره­ای  بزرگترین پیکرۀ شواهدی است که ما در ریشه­های هنری، شناختی و فرهنگی انسان­ها در دست داریم. خوشبختانه مطالعات باستان‌شناختی در زمینه این هنر در ایران به تدریج رو به انسجام است و   منجر به شناسایی ابعاد جدیدی از فرهنگ و هنر پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی در ایران شده است. از همین‌رو، مطالعه هنر صخره‌ای در شرق ایران می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در باب شکل‌گیری، تحول و کارکرد هنر صخره‌ای   در اختیار پژوهشگران هر سه دوره  مذکور و متخصصان تاریخ هنر قرار دهد. در تیرماه 1392 در قالب یک طرح پژوهشی   گسترده، سنگ­نگاره­های استان خراسان جنوبی، توسط تیمی به سرپرستی حمیدرضا قربانی از دانشگاه بیرجند، مورد بررسی و مطالعه  قرار گرفت. این پژوهش به معرفی و توصیف اجمالی کنده­نگاره­های استان خراسان جنوبی خواهد پرداخت.   مقاله حاضر با روش توصيفي- تحليلي و ابزار گردآوری اطلاعات به دو  شیوه  میدانی و کتابخانه­ای صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش شامل نقوشی بالغ بر 749 نقش و نگاره که به سبک پتروگلیف (کوبشی) و دربردارنده نقوشی اعم از انسانی، حیوانی، گیاهی، نمادین، ابزار، اجرام و کتیبه را شامل می­شود. نقوش موجود در این بررسی مربوط به هر سه دوره زمانیِ پیش از تاریخ،   تاریخی و   اسلامی است و در نهایت برخی از یافته­ها با نمونه­های موجود در همان حوزه مورد بررسی یعنی شرق ایران هم­چون سنگ­نگاره­های جُربت و دشت توس (شمال خراسان) و لاخِ مزار (جنوب خراسان) قابل مقایسه است. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/40/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 علل و پیامدهای جدایی قریه فیروزه از ایران 96 83 FA جلیل قصابی گزکوه دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران هادی وکیلی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران ابوالفضل اسکندری فاروجی دانشگاه اصفهان، ایران 2017 01 18 توسعه‌طلبی ارضی دولت روسیه از ابتدای قرن 13ق./ 19م. در سرزمین‌های شمال ایران شروع گردید. روس‌ها با معاهده آخال توسعه طلبی ارضی را در مناطق شمالی ایران دنبال می‌کردند. معاهده آخال در 22محرم1299ه.ق/ 14دسامبر1881م. برای تعیین مرزهای ایران و روسیه در مناطق ترکمن‌نشین شمال شرق دریای مازندران میان سعیدخان موتمن‌الملک، وزیر خارجه ایران و ایوان زینیوف، وزیرمختار روسیه در تهران امضاء شد. بر اساس معاهده آخال، مرزهای جنوبی روسیه تا سرحدات کنونی ایران گسترده می‌شد؛ اما تعیین و تحدید دقیق خطوط مرزی بین دو کشور تا سال 1333ش. حل‌نشده باقی ماند. از جمله مناطقِ مهمی که موضوع آن بیش از هفت دهه بخشی از مناسبات ایران و روسیه را به خود اختصاص داد، مسئله قریه فیروزه بود که از نظر موقعیت نظامی و ژئوپلتیک و منابع آبی، منطقه مهمی محسوب می‌شد. با وجود اهمیت ژئوپلتیکی قریه فیروزه چندین عهد‌‌‌نامه و قرارداد بین ایران و روسیه منعقد گردید که مالکیت آن به طور متناوب و به شکل صوری دست به دست می‌گشت؛ اما در عمل قریه فیروزه هیچ‌گاه بعد از معاهده آخال تحت تصرف ایران نبود. پژوهش حاضر می‌کوشد به روش پژوهش کتابخانه‌ای و اسنادی، علل جدایی قریه فیروزه را که به ناکارآمدی رهبران سیاسی، ضعف بنیه اقتصادی، نظامی، سیاسی دولت ایران  اشاره دارد، بررسی و پیامدهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و جمعیتی آن را مورد ارزیابی قرار دهد.                                             "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/41/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 تپه حصار دامغان و فرهنگ بلخی- مروی 106 97 FA حامد طهماسبی زاوه دانشگاه هنر، دانشکده حفاظت و مرمت، اصفهان، ایران فرشید ایروانی قدیم دانشکده حفاظت و مرمت، اصفهان، ایران 2017 01 18 تپه ­ی حصار دامغان جزء نخستین محوطه­ های مهم باستانی ایران به ­شمار می­ رود که مورد کاوش باستان­شناسی قرار گرفت. از دهه ­ی چهل میلادی که اشمیت کاوش در این محوطه را آغاز کرد، تاکنون مسائل و فرضیات بسیاری در باستان­شناسی ایران، در خصوص ادوار زمانی مختلف (پیش از تاریخ و تاریخی) به ویژه در مرکز فلات و شمال­ شرق ایران با نتایج حاصل از پژوهش ­ها و کاوش‌های باستان­ شناسی محوطه­ ی حصار گره خورده است. بحث اصلی این نوشتار به بررسی رابطه­ ی این استقرار با فرهنگ بلخی- مروی اختصاص دارد. گاه از این تپه­ به عنوان منشاء پیدایش و شکل­ گیری و یا استقراری که مردمان آن با مهاجرت به واحه بلخ و مرو، فرهنگ بلخی-مروی را پایه­گ ذاری کرد ه­اند، یاد می­شود. هدف از این نوشتار بررسی و مطالعه­ ی شباهت­ های موجود بین یافته­ های تپه حصار دامغان و به خصوص دوره­ی (IIIC) آن با آثار و یافته­ های فرهنگ بلخی- مروی در راستای روشن شدن وضعیت و کیفیت ارتباطات بین این دو منطقه در دوره مفرغ میانی و متأخر (2300-1500ق.م) است. این مطالعه افزون بر ایجاد یک درک صحیح از علت و چرایی شباهت­ های موجود،  می­تواند پاسخ­گوی این فرضیه باشد که آیا می­توان از این تپه به عنوان منشاء فرهنگ بلخی-مروی یاد نمود؟  "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/42/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 5 21 2016 12 27 سير تاريخي- فکری طریقت چِشتيه (از آغاز تا پایان اعتلای آن) 120 107 FA عبدالرئوف نصيري جوزقاني دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، ایران رضا دهقاني استاديار گروه تاريخ ايران بعد از اسلام دانشگاه تبريز دين محمد عطائي كارمند آموزش و پرورش تايباد 2017 01 18 چشتيه نام سلسله‌اي از طريقت‌هاي صوفيه، منسوب به مشايخِ‌چشت،  ناحيه‌اي از هراتِ خراسان مي‌باشد. مؤسس آن خواجه ابواحمد ‌ابدال چشتي(متولد260هـ.ق) است. شجره‌ي طريقه‌ي چشتيه از طريق ابراهيم ادهم به امام باقر(ع) و از آن طريق بَه حضرت علي(ع) و پيامبر اكرم(ص) مي‌رسد. پيروان اين طريقت، حنفي‌مذهب هستند. طريقتِ‌چشتيه نقش مهمي در حيات فرهنگي و اجتماعي خراسان  و پس از آن شبه‌قاره هند داشتند. هدف پژوهش حاضر، بررسي سیر تاریخی طريقت چشتيه از آغاز تا پایان دوره اعتلای آن مي‌باشد. براي انجام اين مهم از روشهاي توصيفي‌ـ ‌تحليلي و ميداني استفاده شده است. سؤال اصلی پژوهش عبارتست از «طریقت چشتیه در تحولات فرهنگی، اجتماعی و به تبع آن، سیاسی جهان اسلام، بویژه خراسان و شبه‌قاره هند، تا پایان دوره اعتلای خود، چه نقشی داشته و متقابلاً چه تأثیراتی و تحولاتی از آن پذیرفته است؟» فرضیّه تحقیق این است که طریقت چشتیه منشأ خدمات مهمی در گسترش فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی در جهان اسلام، بویژه در شبه قاره هند شد و متقابلاً از محیط فرهنگی شبه‌قاره هند تأثیر زیادی پذیرفت. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/43/pdf_1