دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 8 31 2019 05 25 Analysis of the economic role of neyshabur turquoise mines in the Qajar period کارکرد اقتصادی معادن فیروزۀ نیشابور در دورۀ قاجار 16 1 FA سید مسعود سید بنکدار Array نگین کاظم زاده 2018 07 17 Turquoise is one of the most famous Iranian precious stones that has preserved its precious and ornamental jewelry throughout its historical periods and its originality has consistently been attributed to the city of Neyshabur. This precious gemstone with a few thousand years old has always been used in various historical periods and has been considered as one of the most important exported goods of the city of Neyshabur. In the Qajar period, due to the specific economic-political issues of this era, exploitation of mines was affected by its own fluctuations and problems. This research addresses the questions that generally determine the economic exploitation of these mines and how they were managed during this period. It also explores what factors disrupted exploitation of turquoise mines during the Qajar period. The assumption is that the socioeconomic conditions prevent any beneficial economic activity, including the exploitation of mines. On the basis of the obtained results, the socio-economic conditions governing society have hindered efficient economic activities including exploiting these mines. It was found that the expediency of government officials, lack of correct management in exploiting mines, negligence of scientific developments in mine industry, and lack of modern equipment caused stagnancy in exploitation and export of neyshabur turquoise. The applied method in the search is descriptive-analytic using the library sources and archived documents. Keywords: Turquoise, Qajar, Mine, Neyshabur, Economic. فیروزه از نام آشناترین سنگ‌های قیمتی ایرانی است که در سراسر ادوار تاریخی حضور خود را به‌عنوان جواهری ارزشمند و زینتی حفظ کرده و همواره مرغوبیت‌ خود را به شهر نیشابور نسبت داده است. این سنگ قیمتی، همواره طی ادوار مختلف تاریخی مورد بهره‌برداری قرار داشته و از جمله کالاهای صادراتی مهم ایران محسوب می‌شده است. در دورۀ قاجار، مشکلات داخلی و زیربنایی، مانع پیشرفت در بخش‌های مختلف جامعه بود. در این رابطه، معادن ایران، از جمله معادن فیروزۀ نیشابور نیز، از مشکلات موجود برکنار نماندند. تحقيق پیش‌رو در پی پاسخ به این پرسش است که عموماً بهره‌برداری از معادن فیروزۀ نیشابور به چه صورت انجام می­گرفت و چه کارکردی در اقتصاد کشور داشت؟ فرض این پژوهش بر این مبنا استوار شده است که شرایط اقتصادی- سیاسی حاکم بر جامعه، مانع از انجام فعالیت‌های کارآمد اقتصادی، از جمله بهره‌برداری از این معادن بوده ‌است. بر‌اساس نتایج به‌دست‌آمده مشخص می‌‌گردد که سودجویی مقامات دولتی، عدم مدیریت صحیح در بهره‌برداری از معادن و بی‌توجهی به تحولات علمی در حوزۀ دانش معدن و تجهیزات مربوط به ‌آن، همگی موجب آسیب‌پذیری معادن و رکود در بهره‌برداری و صادرات فیروزه نیشابور شد. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و از منابع کتابخانه‌ای و اسناد و مدارک آرشیوی استفاده گردیده، چنانکه پس از جمع‌آوریاطلاعات کافی، به سازماندهی اطلاعات و تجزيه ‌و تحليل آن­ها پرداخته شده‌ است. "اقتصاد" " قاجار" " معدن" " فیروزه" " نیشابور" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/696/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 8 31 2019 05 25 Mirza Abdul Wahab Khan Asif al-Dawlah and Rebellion of Mashhad میرزا عبدالوهاب خان آصف الدوله شیرازی و شورش مردم مشهد 30 17 FA محمد کشاورز بیضایی دانشگاه تبریز 2017 11 05 Abstzract The rebellion of the people of Mashhad was one of the prominent events of the Naseri period and the governorate of Mirza Abdul Wahhab-Khan Shirazi in Khorasan. Recognizing the factors and reasons behind this rebellion can better and more accurately explain the political position of Asef al-Dawlah Shirazi, the reason for this insurgency, as well as factors of security instability in this sensitive state in Ghajar era. This study makes an attempt to explain reasons and factors behind the rebellion as well as the reasons for selecting Asef al-Dawlah Shirazi in the province of Khorasan via a descriptive-analytic method and by utilizing the sources and the printed documents. The findings of this study indicated that the reliability, competence, apprenticeship, and organizational capability of Asif al-Dawlah, and also his loyalty to the Qajar dynasty played important role in his governance of the Khorasan. Despite some of his valuable political, cultural, and developmental actions of Asif al-Dawlah in Khorasan, a number of movements, conspiracies, avarice, unbridle demands of the power branches, and his politics and severity, such as: the exile of "Sarache" people, as well as the compulsory withdrawal of Abu al-ghasem-e khan ghara'i in the holy shrine of Razavi, caused the rebellion of the Mashhad and his deposal from Khorasan. Keywords: Badrakhan Household, Asif al-Dawlah, Khorasan, Rebellion میرزا عبدالوهاب خان شیرازی از جمله شخصیت های مهم سیاسی و دیوانی خاندان بدرخان شیرازی است که در دوره ی ناصری و در اواخر عمر، مسؤلیت والی گری ایالت خراسان به وی تفویض گردید. شورش اهالی مشهد از رویدادهای قابل درنگ ایام والی گری وی در خراسان می باشد که شناخت زمینه ها، ابعاد و زاوایای آن می تواند چشم اندازی بهتری از نحوه ی کنش عمال حکومتی، تحرکات و فعل و انفعالات قدرت در این ایالت حساس دوره قاجار و مسائل مربوط به آن ترسیم نماید. این جستار با روشی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع و اسناد انتشار یافته تلاش می کند به تبیین علل و عوامل شورش خراسان و در عین حال جایگاه سیاسی و دیوانی آصف الدوله شیرازی در این دوره بپردازد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که: اعتبار، خبرگی و کارآموزگی و توانمندی های تشکیلاتی آصف الدوله، و همچنین وفاداری ایشان به سلطنت قاجارها، باعث شد تا وی به منصب مهم والی گری ایالت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی نایل شود. علی رغم برخی اقدامات شایسته ی سیاسی، فرهنگی و عمرانی آصف الدوله در خراسان، تحرکات، توطئه ها، زیاده خواهی ها و مطالبات لجام گسیخته دسته های قدرت در این منطقه ی ناآرام، در کنار پاره ای سیاست ها و سخت گیری های آصف الدوله، منجر به شورش اهالی مشهد و به دنبال آن عزل وی از این ایالت گردید. "خاندان بدر" " آصف الدوله" " خراسان" " شورش" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/503/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 8 31 2019 05 25 Study of The Political Situation of merv in the Period of Nasereddin Shah Qajar بررسی اوضاع سیاسی مرو در دوره ناصرالدین شاه قاجار 50 31 FA مصطفی ملایی دانشجوی دکتری ایرانشناسی. دانشگاه شهید بهشتی 2018 05 12 Investigating the political situation of Merv in the period of Nasreddin Shah Qajar is of specific significance. This research, using descriptive-analytical method and relying on first-hand resources, seeks to answer the following question: which factors contributed to the turmoil of the political situation of Marv in the period of Naser-al-Din Shah and the blurring of the relations between the Iranian government and Turkmens and eventually led to the separation of Marv from the mainland of Iran . The findings indicated that, on the one hand, the improper behavior of the rulers of Khorasan in relation to the Turkmens a frontier region of Iran and the failure to use a hard policy towards the interference of the Kheivehkhan- tarriance in the affairs of the region, and on the other hand, the Turkmen's inappropriate performance and frequent attacks on the cities and villages of the Khorasan borderlands and the plundering of the people here disturbed the political situation in the region, making the Qajar government take futile military attacks against Turkmen. With the continuation and intensification of such attacks, the political situation in the region was such that on the advent the Russians procession in Turkmenistan (1294), the Iranian government did not support the Turkmen despite the fact they pledge the support of Iranian government in several occasions. As a result, these factors resulted in the separation of a large part of the territory of the great Khorasan (Iran) and joining that separated part to Russia. Keywords: Merv, political situation, Naser-al-din Shah, Turkmen بررسی اوضاع سیاسی مرو در دوره ناصرالدین شاه قاجار دارای اهمیت خاصی است؛ از یک سو رفتار ناصواب حکام خراسان در رابطه با ترکمن های سرحدی به عنوان رعایای ایران و عدم بكارگيري يك سياست محكم در قبال دخالت های خان نشین خيوه در امور منطقه و از سوی دیگر عملکرد نادرست تركمن ها و حملات مکرر آن ها به شهرها و روستاهای سرحدی خراسان و نهب و غارت اهالی آن جا، اوضاع سیاسی منطقه را چنان آشفته نمود که دولت قاجار را مجبور به اتخاذ حملات نظامی بیهوده ای علیه ترکمن ها ساخت. به طوری که با ادامه و تشدید این قبیل حملات، اوضاع سیاسی منطقه به گونه‌اي رقم خورد كه در آستانه پيشروي روسها در مناطق ترکمن نشین(1294ق.)، عليرغم اينكه تركمن ها چندين نوبت حمايت و تبعيت دولت ايران را طلب نمودند، اما بنا به دلائل مختلف، عملاً در اين زمينه اقبالي از طرف دولت ايران نشان داده نشد. نتیجه آن که، مجموعه عوامل فوق، باعث جدايي بخش عظيمي از خاک خراسان بزرگ، از سرزمین اصلی ایران و انضمام آن به خاک روسیه تزاری گردید. در این پژوهش سعی برآن است، با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی اوضاع سیاسی مرو در دوره ناصرالدین شاه قاجار، به مسئله اصلی تحقیق، یعنی علل و عوامل آشفتگی اوضاع سیاسی این منطقه و دلائل جدایی مرو از ایران، در دوره مذکور پرداخته شود. "مرو" " اوضاع سیاسی. قاجاریه" " ناصرالدین شاه. ترکمن¬ها" "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/644/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 8 31 2019 05 25 A study of concequences of 1907 contracts on qayenat Case study: the tears of Baron cherkasov Russian concul presence in qayenat and sistan بررسی پیامدهای قرارداد 1907م. بر قاینات مطالعه موردی: سالهای حضور بارون چرکاسف کنسول روسیه در قاینات و سیستان (1913- 1909م./1331-1327ق.) 68 51 FA علی نجف زاده عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه بیرجند عباس سرافرازی دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد 2018 10 07 Russia and English competition in Asia was moderated by the 1907 agreement and Iran was divided into two areas of influence and an impartial area. Russians left Sistan region to rival; however, there were thresta in the impartial area and Qayenat was on the easternmost of impartial area. Although research has been done on the Russian-British relation in Iran and the 1907 agreement, its impact and consequences for the impartial area such as Qayenat have not been addressed. Therefore, this article addressed the consequences of this agreement for Qayenat and Birjand during the period of Cherkasov, Russian consul. This paper tried to answer research questions about the consequences of the 1907 contract in Qayenat and Birjand and the performance of Baron Cherkasov through a descriptive-analytical method. The findings of the study indicated that the Russians focused on Qayenat instead of Sistan after the contract of 1907. Cherkasov resided most of his mission in Birjand and tried to transfer the consulate there. He was involved in the conflict between Heshmat al Mulk II and Showkat al-Mulk II actively. Although during his period the medical activities of the Russians were reduced, the bank of Esteghrazi Rus was transferred from Sistan to Birjand. Cherkasov, with the support of Showkat al Mulk II’s opponents, such as Nahkai Khans tried to find new allies in the region, although he was unsuccessful. Keywords: birjand -Qayenat-1907 contract- Baron Cherkasov- Showkat al-Mulk رقابت­ روس و انگلیس در آسیا با انعقاد قرارداد 1907م تعدیل شد و ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی­طرف تقسیم گردید. روس­ها منطقه سیستان را به رقیب واگذار کردند، ولی در منطقۀ بی­طرف هنوز تحرکاتی وجود داشت و قاینات شرقی­ترین منطقه بی­طرف بود. اگرچه تاکنون درباره روابط روس و انگلیس در ایران و قرارداد 1907م پژوهش­های صورت گرفته، اما به اثرات و پیامدهای آن بر مناطق بی‌طرفی قاینات توجه نشده است. این پژوهش به‌طور خاص پیامدهای این قرارداد را بر قاینات در دوره فعالیت چرکاسف -کنسول روسیه- مورد توجه قرار داده تا اثر آن بر بیرجند مشخص شود. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس اسناد و گزارش­های محرمانه کنسولگری انگلیس تلاش دارد به سؤالات پژوهش درباره پیامدهای قرارداد 1907م بر قاینات، عملکرد بارون چرکاسف و اثرات حضور روس و انگلیس در بیرجند پاسخ دهد. یافته­ها نشان داد روس­ها بعد از قرارداد 1907م به‌جای سیستان تمرکز خود را بر قاینات قرار داده و چرکاسف بیشتر دوره مأموریت خود را مقیم بیرجند بود و تلاش کرد کنسولگری را نیز به آنجا منتقل نماید. او به‌طور فعال در کشمکش حشمت­الملک دوم و شوکت­الملک دوم نقش ایفاء کرد و اگرچه فعالیت پزشکی روس­ها در بیرجند در دوره او کاهش یافت، اما در زمینه اقتصادی بانک استقراضی از سیستان به بیرجند انتقال داده شد. چرکاسف با تحت­الحمایه قرار دادن مخالفان شوکت­الملک دوم نظیر خوانین نخعی تلاش کرد متحدانی جدید در منطقه برای روس­ها پیدا کند، اما اقدامش بی­نتیجه ماند. "قاینات" " بیرجند" " قرارداد 1907" " بارون چرکاسف" " شوکت­الملک دوم" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/727/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 8 31 2019 05 25 A constructivist reading of the causes of the "common culture and identity" ineffectiveness in restoring the economy of Great Khorasan (With emphasis on Iran and Afghanistan Relations 2001-2017) قرائتی برساخت گرا از علل ناکارآمدی "فرهنگ و هویت مشترک" در احیاء اقتصاد خراسان بزرگ (با تأکید بر روابط ایران و افغانستان: 2017-2001م.) 84 69 FA ناصر یوسف زهی Array حسین فرزانه پور استادیار و مدیرگروه رشته علوم سیاسی دانشگاه بیرحند احمد بخشی استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند 2018 12 29 Contrary to expectations, the common culture and identity have not been able to play a useful role in the revival of the Great Khorasan economy, which has a relatively common cultural geography. Iran and Afghanistan are the objective examples of this issue. The question addressed in the research is: What are the causes of the common culture inefficiency in elevating the economic relations of Iran and Afghanistan (2001-2018)? For answering this question, we have applied the constructivist approach. The main goal of the paper is to examine the effect of the culture and identity on economy by identifying the challenges arisen from mental, national, regional, and international levels.. According to research results, Iran and Afghanistan have a kind of duality in representing and interpreting cultural commonalities, such as language, religion, and history. viewing from another perspective, Iran has little cultural commonalities with most of Afghanistan' society. Nevertheless, Nevertheless, their different perceptions and notions of common cultural elements (the fragmentation and divergence of the inter-ethnic) and the politicalization of these elements have made the notion of culture ineffective in fostering economic and political relations. On the broader scale, the influence of supranational components such as globalization of western culture and religious fundamentalism have diminished the role of common Aryan culture and Civilization and Islam in expanding economic relations. Despite the common identity structure, it seems that the development of economic relations and the interaction of the role of cultural and economic factors can provide a satisfactory level of meaningful and cooperative engagement of the great Khorasan' countries. Keywords: Culture, Great Khorasan, Iran, Afghanistan, Constructivism. فرهنگ و هویت مشترک، برخلاف انتظار، تاکنون نتوانسته در احیاء و رونق اقتصادیِ سرزمین خراسان بزرگ که جغرافیای فرهنگی نسبتاً مشترکی دارد، نقش ایفا کند. ایران و افغانستان، مصداق عینی چنین امری هستند. لذا سؤال پژوهش این است که علل ناکارآمدی فرهنگ نسبتاً مشترک در تعمیق روابط اقتصادی ایران و افغانستان (2018-2001م) چه می­باشد؟ ازاین‌رو با استفاده از نظریه­ برساخت­گرایی درصدد موشکافی این مسئله برآمده­ و هدف اصلی مقاله بررسی تأثیر نقش فرهنگ و هویت بر روابط اقتصادی ایران و افغانستان از طریق شناسایی چالش­های برآمده از عوامل ذهنی و فرا مادی ملی و فراملی است. طبق نتایج پژوهش، ایران و افغانستان دارای یک دوگانگی در بازنمایی و تفسیرِ اشتراکات فرهنگی نظیر زبان، دین، ادبیات و تاریخ هستند و از منظری دیگر، ایران با اکثریت جامعه افغانستان کمتر اشتراک فرهنگی دارد. با این­ وجود، برداشت­ها و انگاره­های ذهنیِ متفاوت آنان از عناصر مشترک فرهنگی (شکاف و واگرایی بین­الاذهانی) و سیاسی شدن این عناصر باعث گردیده تا مؤلفه­ فرهنگ نتواند در تقویت روابط اقتصادی و سیاسی­ مفید واقع شود. در سطح کلان­تر، نفوذ معناییِ مؤلفه­های فراملی مثل جهانی­شدن فرهنگ غربی و بنیادگرایی دینی، از نقش فرهنگ و تمدن مشترک آریایی و دین اسلام در گسترش روابط اقتصادی دو کشور کاسته است. لذا، تأکید صِرف بر نقش اشتراکات در گسترش تعاملات دوجانبه­ ایران و افغانستان به‌طور خاص و خراسان بزرگ به‌طور عام، امری غیرواقع‌بینانه است. "افغانستان" " ایران" " خراسان بزرگ" " سازه­انگاری" " فرهنگ" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/795/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 8 31 2019 05 25 Symbols of National Identity of Iran and Afghanistan in the Tenth and Eleventh-grade History Books نمادهای هویت ملّی ایران و افغانستان در کتاب های تاریخِ دهم و یازدهم 96 85 FA سعید عظیمی Array مصطفی لعل شاطری Array 2019 03 15 Today, national identity is one of the important issues in developmental programs of any country. Meanwhile, the ministry of education plays an important role in introducing the national identity as the most important unit that grants identity to the community. In this regard, one of the influential academic courses is history, which shows the past identity of a society to make it tangible and understandable in a group of community members who are in the age range of finding their identity. This study is a descriptive and analytical research performed to determine the symbols of national identities of Iran and Afghanistan in the 10th and 11th-grade history books in the field of literature and humanities. In addition, it was aimed to show the level of attention to this issue and the consequences of lack of attention to highlighting these symbols. Results obtained by quantitative analysis using SPSS version 18 demonstrated that the national identity symbols of Iran and Afghanistan presented in the mentioned books had a mutual origin in terms of culture and history and included the flag, national anthem, religious celebrities, national celebrities, customs, literary books, historical works, and buildings. Evidently, the level of using national identity symbols was higher in history books of Iran at each grade, compared to the history books of Afghanistan. Among the symbols, the most attention has been paid to national celebrities and historical works and buildings of the two countries. Keywords: National Identity, Iran, Afghanistan, Ministry of education, History Book امروزه هویت ملّی یکی از مقوله­های مهم در برنامه­های توسعه­ای هر کشور محسوب می­شود و در این بین سازمان آموزش و پرورش به­عنوان یکی از مهم­ترین نهادهای هویت­بخشِ جامعه، نقش مؤثری در شناساندن هویت ملّی را بر عهده دارد. ازجمله دروس تأثیرگذار در این زمینه، تاریخ است که بیانگر هویت گذشتۀ یک اجتماع برای آشنایی و ملموس­سازی آن در میانِ قشری از جامعه می­باشد که در سنینِ هویت­یابی قرار دارند. هدف این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش می­باشد که نمادهای هویت ملّی در کتاب­های تاریخ ایران و افغانستان در پایه دهم و یازدهم در رشته ادبیات و علوم انسانی چه بوده و میزان توجه به آن‏چه میزان است و متعاقباً عدم توجه و یا پررنگ­سازی این نمادها چه آثاری را به همراه خواهد داشت؟ یافته مبتنی بر تحلیل کمی با بهره­گیری از نرم‌افزار Spss 18 حاکی از این است که نمادهای هویت ملّی در کتب تاریخ دبیرستان دو کشور ایران و افغانستان که از نظر فرهنگی و تاریخی دارای ریشه­ای مشترک می­باشند شامل پرچم، سرود ملّی، مشاهیر مذهبی، مشاهیر ملّی، آداب و رسوم، کتب تاریخی ادبی و آثار و ابنیه تاریخی می­گردد و متعاقباً میزان بهره­گیری از نمادهای هویت ملّی در کتاب­های تاریخ ایران در هر پایه بیش­تر از کتاب­های تاریخ افغانستان بوده و در بین نمادهای مشاهیر ملّی و آثار و ابنیه تاریخی بیش­ترین سهم تأکید و توجّه در کتاب­های تاریخ دو کشور را به خود اختصاص داده­اند.   "هویت ملّی" " ایران" " افغانستان" " آموزش و پرورش" " کتاب تاریخ" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/851/pdf_1