دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 Calligraphy art in the Sultan Hossein Bayqara’s era (911-875 A.H) جایگاه خوشنویسی و خوشنویسان خراسانی در دوره سلطان حسین بایقرا (911-875ق) 97 112 FA مصطفی لعل شاطری دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد محمدعلی رجبی عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد تهران 2017 06 03 Timurid era, is the efflorescence and prevalence era of kinds of the art branches. The investment and patronage by Timurid commander to calligraphy, is one of the growth factors of this art in the lunar ninth century and future periods. In the era of Sultan Hossein Bayqara (911-875A.H) and his minister, Amir Ali-shir Navaii, the art developed to the extent that historians called this period "East Renaissance". They created the field of creativity of these artists, and as a result, the development of this art in Khorasan by reducing the economic concerns of artists such as calligraphy and also financial support, and providing job security and political support. So that, according to the most researchers, the emergence of an artist like Sultan Ali Mashhadi who is the greatest calligraphers of the Timurid period and one of the prominent artists in the Iran history, is proof of this. This article aims to investigate Conditions of calligraphy and famous artists of khorasan in the Timurid period by the descriptive-analytical method and based on historical resources. The present study attempts to answer the questions what conditions caused the development of calligraphy in the Timurid period, and how many of these artists were Khorasani? The Data show that due to the Timurid rulers’ attention to calligraphy, scientific and practical steps were removed in the field of calligraphy, and a few Khorasani artists were known in this field. عصر تیموریان، دوران شکوفایی و رواج انواع شاخه­ های هنری محسوب می­ شود. بی­ شک حمایت فرمانروایان تیموری از هنر خوشنویسی، یکی از عوامل رشد و بالندگی این هنر در سده نهم قمری و دوره­ های آتی بود. در دوره سلطان­ حسین بایقرا (911-875ق) و وزیر او، امیر علیشیر نوایی، با کاهش دغدغه­ های اقتصادی هنرمندان از جمله، خوشنویسان و حمایت اقتصادی و سیاسی، زمینه ایجاد و بروز خلاقیت هنرمندان و در نتیجه، گسترش و پیشرفت این هنر در خراسان فراهم شد. به­ نحوی که ظهور هنرمندی همچون «سلطانعلی مشهدی» بزرگترین خوشنویسِ عصرِ تیموری و یکی از چند هنرمندِ برجسته تاریخ ایران، گواه این امر می ­باشد. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر متونِ تاریخی به بررسی شرایط هنر خوشنویسی و هنرمندان مطرحِ خراسان در دوره سطان­ حسین بایقرا بپردازد و نیز به این پرسش پاسخ دهد که رویکرد سلطان­ حسین به هنر خوشنویسی چگونه و چه تعداد از این هنرمندان خراسانی و متعاقبا کارکردهای آنان برای دربار در چه راستایی بوده­ است؟ داده ­ها حاکی از آن است که در این دوره بنا به دلایل متعددی و به­ ویژه طبع هنردوست دربار مبتنی بر باورهای اعتقادی و نیز کسب وجه ملی و فراملی در حوزه فرهنگی- مذهبی، سیاست و سایر امور کشورداری، توجه به خوشنویسی در زمره اولویت ­های هنری قرار گرفته و از این رو اقدامات علمی و عملی چشمگیری در عرصه تکامل این هنر از سوی هنرمندان خراسانی صورت پذیرفت. بر این اساس طی حکومت سلطان حسین، خوشنویسان با ابداع شیوه ­های ایرانی‌ و جدایی نسبی از‌ اسلوب و سبک ­های کتابتِ عربی، به خلق آثاری ممتاز پرداختند که تا حد بسیاری هم­ راستا با مقتضیات جامعه و همچنین نیازهای مد نظر حامیانِ آنان بود. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/294/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 Symbolic Numerical, Geometrical and Animal Concepts Analysis in a Pottery of Nishapur (with Emphasis on Religious Themes of the Fourth Century AH) تحلیل نمادهای عددی، هندسی و جانوری در سفالی از نیشابور(با تأکید بر مضامین مذهبی قرن چهارم هجری) 1 14 FA سحر چنگیز دانشجوی دکتری فلسفه هنر دانشگاه بین المللی امام رضا(ع) حسن بلخاری قهی 2018 02 03 Having a policy of leniency and tolerance, Samanid Empire, ruling over Khorasan, and led to thought freedom atmosphere and the emergence of various schools of thought and religious sects. Conceptual-semantic matching of a branch of Shia, Ismailism, as one of the most dominant sects in Khorasan and Nishapur, (in comparison with the other contemporaneous religions) with concealed numerical-geometric forms at Nishapur pottery collection can be obviously seen after analysis and decoding of motifs in 4th century AH buffwares. Due to the presence of some veins of Zoroastrianism and Manichaean religion in Ismailism, Nishapur art from 4th century AH is directly impressed by Sassanid era designs. This paper with qualitative method and Analytical-descriptive approach studies hidden mysterious concepts in geometry, numbers and motifs present in one pottery relic. Among allegory varieties existing in Ismailism sect and specifically in Akhavan Al-Safa’s views, application and adaptation of numeral allegories and esoteric thinker’s usage of allegory processing capacity of religions such as Zoroastrianism, with mentioned relic designs and motifs will be addressed in present study. The main evaluation of this big bowl was, indeed, circular form and concentricity circles, triangular and especially number three’s quasi-triangular relations leading to triplex structures naming as “triads” reviewing and discussing under symbolic analysis of number three. After scrutinizing, numeral symbolic concepts, which was hidden inside of its designs and similar to the inward-oriented characteristic in Ismailism, were considered as infrastructural elements and a determination of fundamental motif of relic. Finally, taking Akhavan analysis of number and geometry into account, numbers primacy and secret geometry, resulting in detecting the quasi-triangular relations, can be considered as a basic for the movement from perceptibility to rationality and from the materiality to spirituality and hence connecting to Lord showing by a centric point and triangular in mentioned relic. در دوران حکمرانی سامانیان بر خراسان، چونان سیاست نرمش و تسامحی برقرار بود که فضای آزاد اندیشه و ظهور فرقه‌ها و نحله‌های گوناگون دینی و فکری را موجب شد. ازجمله ادیان غالب در خراسان و نیشابور، اسماعیلیه، فرقه‌ای از تشیع بود که در آن، رگه‌هایی از ادیان زرتشتی و مانوی وجود داشت و نسبت به سایر ادیان این دوره تأثیر ملموس‌تری بر آثار هنری این قرن گذاشته است. لذا پس از واکاوی و رمزگشایی نقوش ظروف سفالینِ نخودی در نیشابورِ قرن چهارم ﻫ.ق، تطابق مفهومی-معنایی با صور عددی- هندسی نهفته در مجموعه‌ی سفال نیشابور و همچنین تأثیرپذیری از نقوش هنر ساسانیان (که خود متأثر از دین زرتشتی بوده)، به‌وضوح دیده ‌می‌شود. در دسته‌بندی سفالینه‌های نیشابور و نقوش آن‌ها، ظروفی از تک‌جانور تا ظروف با جانوران زیاد و متراکم وجود دارد. هدف از نگارش این مقاله بررسی موتیف‌ و نمادهای نقش بسته بر یک اثر سفالین نیشابور از دسته‌ی نقوش متراکم و کشف وحدتِ نقوشِ درهم و یافتن روابطِ رمزی- هندسی پنهانِ میان عناصر آن، با رویکرد کیفی و به شیوه‌ی تحلیلی-توصیفی می‌باشد. این پژوهش جهت پاسخ به چگونگی اصل و اساسِ ترسیمِ نقش و نمادهای این اثر و پی‌جوییِ عوامل مؤثری چون نقش دین، که در طراحی آن، سهیم بوده‌ حرکت می‌کند. از میان تنوع تماثیلی که در فرقه‌ی اسماعیلیه و به‌ویژه آرای اخوان‌الصفا وجود داشته به تطبیق و کاربرد تماثیل عددی و استفاده‌ی اندیشمندانِ باطنی از ظرفیت تمثیل‌پردازی آیین‌ها و مذاهبی چون زرتشتی با نقوشِ اثر مذکور پرداخته می‌شود. درواقع مهم‌ترین ارزیابی از این کاسه‌ی بزرگ، فرم دایره و دوایر متحدالمرکز، مثلث‌ و به‌ویژه روابط مثلث‌وار از عدد سه بود که ساختارهای سه‌تایی را موجب شد و تحت سه‌گان‌ها نام‌گذاری و ذیل تحلیلِ نمادین عدد سه به بحث و بررسی گذاشته‌شد. مفاهیم نمادین عددی که همانند ویژگی باطن‌گرایی در اسماعیلیه، در باطنِ نقوش این ظرف نهفته بودند، پس از واکاوی به‌عنوان عناصر زیرساختی و تعیین‌‌کننده‌ی ساختار اصلی نقوش این اثر درنظر گرفته شدند. در نهایت شاید بتوان به‌موجب تحلیل اخوان از عدد و هندسه، علت تقدم اعداد و هندسه‌ی نهفته در اثر مذکور که منجر به کشف روابط مثلث‌وار شد را مبنایی برای حرکت از محسوسات به معقولات و از عالم جسمانی به عالم روحانی و اتصال به‌سوی حق‌تعالی که در نقطه و مثلث مرکزیِ اثر موجود است، قلمداد کرد. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/574/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 Nishapur Painted Ware’s Content Readout with Focus on Apocalyptic Beliefs and Astronomical Predictions بازخوانی محتوایی نقوش سفال نیشابور در قرن چهارم هجری با محوریت باورهای مذهبی و پیش گویی های نجومی 15 28 FA حجت اله عسکری الموتی 2018 02 03 The wide array of decorations on the Nishapur ceramic vessels has instigated several analyses taking a variety of approaches. These studies mainly hinge on exploring the forms of the motifs, though some also seek to analyze their content. Those concerned with the formal analysis have focused on examining the visual origins of the motifs in ancient Iran and neighboring cultures as well as other religions and the like. As regards the content, decoding the underlying ideological import of the motifs has always been emphasized. The main concern of the present work was exploring painting or the function of the motifs on a piece of ceramic vessel from Nishapur .The results suggested that, granting that the Nishapur Animate Buff Ware postdated the inscribed variety or that its production witnessed an upsurge in the 4th century AH (10th century AD), the vessel under discussion, and also the painted type in general, may be viewed as a medium intended to promote the Iranian culture. This observation, also applying to the related examples of this ware, gives credence to the general scholarly conception of the motifs of Nishapur ware. However, their original function and stimulus are to be found in the second layer. The results from the analysis of the vessel in question suggested that in the dove and goat motifs one can find some details of the apocalyptic beliefs and astronomical prognostications. Here, dove and goat are probably something more than mere reflection of the pre-Islamic ideas. Rather, through a combination of apocalyptic beliefs and astronomic predictions, they convey the message of the resurrection of one or a group of redeemers at the conjunction of the earthly triplicity in the sign of Capricorn, which occurred at the beginning of the 5th century AH/11th century AD, and Abu Moslem Khorasani was probably one of those saviors. گستره­ ی متنوعی که از نقش­ پردازی­ سفالینه ­های نیشابور موجود است، بررسی­ هايي با گرایش ­های مختلفی به همراه داشته است. عمده ­این تحقيقات یا متکی بر نقش و فرم است، یا در پی تحلیل محتواست. در بررسی فرم و شکل ظاهری، بن­ مایه­ های بصری این نقوش در ایران باستان و سایر فرهن گ­ها و ادیان و بسترهایی از این قبیل مورد توجه بوده ­اند. در حیطه­ ی محتوا، بازخوانی عقاید باستانی در نقش ­مایه­ ها همواره مورد تأکید محققان در سفال نيشابور قرار گرفته است. در این مقاله، گروهی از ظروف سفال منقوش نیشابور که دارای اشتراکات در اجزای نقش و ترکیب‌بندی هستند به­ صورت هدفمند انتخاب شده ­اند. علی‌رغم اهمیت نهضت بازگشت فرهنگ ایرانی و بخصوص اثرگذاری شاهنامه فردوسی، این­جا متون و اقوالی مورد توجه قرار دارند که مستقیماً از طبقات عامه مردم و باورهای بعضاً خرافی اما مهم حرفی زده ­اند. همین منابع فرضیات تحقیق را نیز شکل داده­ اند: ازجمله سلسله ­ای از پیشگویی­ های نجومی که در پیوند با اعتقادات آخرالزمانی، جهت تحقیق- یا فرضیه- را برای تحلیل نقوش مشخص می ­کند. روش مطالعه­ آثار بر مبنای روش­ های کیفی توصیفی- تحلیلی بوده است. هدف از شکل­ گیری این مطالعات، بازخوانی محتوایی سفال نیشابور و تصحیح تلقیات موجود از تاریخ سفال ایران در سده­ های نخست اسلامی در ایران است. درنتیجه‌ی تحقيق، مشخص شد كه اگر مطابق نظر ریچارد بولیت سفال منقوش نخودي نيشابور، يك مرحله بعد از ظروف كتيبه ­اي توليد شده باشد و يا توليد آن­ها در قرن چهارم هجري قمري افزايش معناداري يافته باشد؛ مي­توان طيف سفال منقوش را به ­گونه­ ای تفسیر کرد که وجوه کارکردی متفاوتی داشته باشد. يافته­ هاي پژوهش نشان مي­ دهد كه اگر از دریچه­ ی باورهاي آخرالزماني و پيش­گويي­ هاي نجومي که عموماً شکل خرافی پیدا کرده­ اند به موضوع نگریسته شود، روابط میان اجزای نقوش از حالت صرفاً بصری و شبه ساسانی به یک نظام رمزگانی قابل‌تغییر هستند. به نظرمي­ رسد که ترکیب نقش پرنده-كبوتر- و بزغاله، بازتاب انديشه­ هاي پيشا اسلامي نيستند. بلكه در امتزاجي از باورهاي آخرالزماني و پيش­گويي­ هاي نجومي، وقوع رجعت يك منجي- مثلاً ابومسلم- يا گروهي از منجيان در اقتران مثلثه ي خاكي در برج جَدي را گزارش مي ­دهند كه به‌زودی در آغاز قرن پنجم هجري به وقوع می­ پيوست. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/575/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 Study of the Scripts and Decorations of the Kufic and Thuluth Inscriptions on Iranian Metal Containers in Seljuk Territory بررسی خطوط و تزیینات کتیبه‌های کوفی و ثلث بر ظروف فلزی ایران در قلمرو سلجوقی 29 50 FA محمد محسن خضری عبدالرضا چارئی 2018 02 03 Seljuk metal containers represent one of the most exclusive developments of inscription design in Iranian works of art. In this research, the metal containers with inscription belonging to early fourth to early seventh/tenth to thirteenth centuries, which the researcher has been able to gain access to their pictures, have been studied. All the inscriptions of these containers have been inscribed with Kufic and Thuluth scripts and with different types of ornaments. This article has been written with descriptive-analytical method and is aimed at identifying various Kufic and Thuluth inscriptions on metal containers of this period. In this research, the basis for categorization of the inscriptions has been the type of script, the design structure of the letters, and the decorative styles used in them. Two different styles are seen in the Kufic inscriptions that consist of more subsidiary decorative types. The first style includes scripts, in which variations of script thickness are not noticed and are more inscribed with inlay techniques on the metal containers of this period. This style of Kufic scripts includes three decorative types of foliated, foliated knotted and anthropomorphic knotted. The second style includes scripts in which the designing of each letter has a different form in respect to its position among other letters; in this style, some of the letters are designed with a different geometrical structure and more circles are seen in it. From a decorative point of view, these inscriptions are categorized in three modes of circular (plain), foliated, and knotted. The scripts that are mentioned as Thuluth in this research are the outcomes of the influence of Naskh and Kufic and are designed during the passage period to “developed Thuluth” scripts. In these inscriptions, the combination of script and image are varied from plain styles and without decorations to styles that show the full mastery of illustration of these periods. In plainer samples, only the “anthropomorphic-zoomorphic” forms are added to the end of the vertical letters; but in more complex samples, the intensity of intermingling of script and human and animal forms have gone so far as illustration borders and, in fact, reveal the meeting point of literature, illustration, and mystical ideas governing the society through inscription design on metal objects. ظروف فلزی سلجوقی نماینده‌ی یکی از منحصربه‌ فردترین تحولات کتیبه‌ نگاری در آثار هنر ایران است. در این پژوهش، ظروف فلزی کتیبه‌ دار ایران از اوایل قرن چهارم تا اوایل هفتم هجری/ دهم تا سیزدهم میلادی که محقق توانسته به تصاویر آن‌ها دسترسی پیدا کند، مورد بررسی قرار گرفته است. تمام کتیبه‌ های این ظروف با خطوط کوفی و ثلث و با انواع تزیینی مختلف ترسیم شده‌اند. این مقاله به شیوه‌ی توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف آن شناسایی انواع کتیبه‌ های کوفی و ثلث بر ظروف فلزی این دوران است. در این پژوهش مبنای دسته‌بندی کتیبه‌ها، نوع خط، ساختار طراحی حروف و شیوه‌های تزیینی به‌کاررفته در آن‌ها بوده است. در کتیبه‌های کوفی دو شیوه متفاوت از هم دیده می‌ شود که دارای گونه‌ های تزیینی فرعی‌ تری هستند. شیوه اول، خطوطی هستند که تغییرات ضخامت خط در آن‌ها دیده نمی‌ شود و بیشتر با فن مرصع‌ کاری بر ظروف فلزی این دوران نگاشته شده‌ اند. این شیوه از خطوط کوفی دارای سه نوع تزیینی، برگدار، گره‌ دارِ برگدار و گره‌ دارِ انسان‌ نما هستند. شیوه‌ دوم، خطوطی است که در آن‌ها طراحی هر حروف با توجه به موقعیتش در بین حروف دیگر شکل‌ های متنوع‌ تری دارد؛ در این شیوه، برخی از حروف با ساختار هندسی متفاوتی طراحی شده‌ اند و دوایر در آن‌ ها بیشتر دیده می‌ شود. این کتیبه‌ ها از نظر تزیینی به سه حالت دایره‌ وار (ساده)، برگدار و گره‌ دار قابل دسته‌ بندی هستند. خطوطی که در این پژوهش با نام ثلث از آن‌ها یاد شده است، حاصل تأثیرات نسخ و کوفی هستند و در دوره‌ی گذار به خط «ثلثِ تکامل‌ یافته» طراحی‌ شده‌ اند. در این کتیبه‌ ها ترکیب خط و تصویر از شیوه‌ های ساده و بدون تزیینات تا شیوه‌ هایی که تسلط کامل تصویرگری این دوران را نشان می‌ دهد در نوسان بوده است. در نمونه‌ های ساده‌ تر، تنها صورت‌ های «انسان‌ نما- جانورسان» به انتهای حروف عمودی شکل افزوده شدند، اما در نمونه‌ های پیچیده‌ تر به‌ تدریج، شدت هم‌ آمیزی خط و صور انسانی و جانوری تا مرزهای تصویرگری پیش رفته است و در حقیقت تلاقی ادبیات، تصویرگری و اندیشه‌ های عرفانی حاکم بر جامعه با کتیبه‌ نگاری بر اشیاء فلزی را آشکار می‌ سازد. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/576/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 Comparative Study of the Design and Pattern in Prayer Carpets of Safavid and Qajar Periods مطالعه تطبیقی طرح و نقش در فرش‌ های محرابی دوره صفویه و قاجار 51 72 FA محمدامین حاجی زاده علی رضا خواجه احمد عطاری مریم عظیمی نژاد 2018 02 03 Since a long time ago, the Iranian carpet has been considered as a manifestation of the Iranian art and civilization and a display of Persian artists’ imaginations and creativity. Prayer design is among the designs originated in an old and ancient tradition which has been particularly considered after Islam. In Iran, prayer design has been woven in different forms and inside the main design has been ornamented in many different manners. The theme in creation of prayer carpets, as a ritual-traditional art, has been always invariant, despite various implementation styles; on the other hand, ornaments and embellishments which are considered as the primary and necessary elements of prayer design have caused the diversity and emergence of various types in this design. The present research is a descriptive-analytical study and the data have been collected using a library method. According to the results obtained from the present research, it was identified that characteristics of the Safavid prayer carpets have been generally influenced by the art of carpet weaving during this period, and the general framework of the Safavid art of carpet weaving has been preserved. Also, after the Safavid era, during the Qajar period, weaving of prayer carpets was still continued while preserving the general structure of the Safavid prayer carpets. Comparison and contrast of prayer designs during the Safavid and Qajar periods indicate further diversity in supplementary designs, forms, and patters in the context of Qajar prayer carpets. Moreover, during the Qajar dynasty, new naturalistic trends in carpet designing led in emergence of new themes and diverse motifs in Iranian carpets and resulted in a diversity of prayer designs during this era. Objectives: 1. Identification of Safavid and Qajar prayer carpets and study of their structural elements and motifs. 2. Analyzing and comparing the design structure in prayer carpets of the Safavid and Qajar periods. Research questions: 1. How are the designs and patterns of prayer carpets during two periods of Safavid and Qajar? 2. Can common and different criteria be defined for Safavid and Qajar prayer carpets in terms of design and pattern? فرش ایرانی از دیرباز جلوه‌ ای از هنر و تمدن ایرانی و تجلی‌ گاه تخیلات و آفرینندگی هنرمند ایرانی بوده است. طرح محرابی از طرح‌ هایی است که ریشه در آیینی کهن و باستانی دارد، خصوصاً پس از اسلام مورد توجه قرار گرفته است. نقشه محرابی در ایران به شکل‌ های مختلف بافته‌ شده و درون آن را به صدها طریق آراسته‌ اند. مضمون در خلق قالی‌ های محرابی به‌ عنوان یک هنر سنتی-آیینی، علی‌ رغم سبک‌ های مختلف اجرا، همواره ثابت است، از طرفی آرایه‌ ها و تزئینات که مؤلفه‌ های لازم و اصلی طرح محرابی محسوب می‌ شوند باعث تنوع و بروز گونه‌ های متفاوت در این طرح شده‌ اند. بررسی ویژگی‌ های طرح محرابی، خصوصاً در دوره صفویه و قاجار از اهداف اصلی این پژوهش است. و بر این اساس پرسش‌ های زیر مطرح است؛- ویژگی‌ های ساختاری طرح فرش محرابی دوره صفویه و قاجار چیست؟- آیا می‌ توان معیارهای مشترک و متفاوتی از نظر طرح و نقش برای فرش‌ های محرابی صفوی و قاجار تعریف کرد؟این مقاله به تحلیل و تطبیق ساختار طرح در فرش‌ های محرابی دوره‌ های صفوی و قاجار و شناخت وجوه اشتراک و افتراق این طرح در دو دوره مذکور پرداخته و از این رهگذر تغییراتی که در طرح محرابی به وجود آمده را بررسی کرده است. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری مطالب به صورت کتابخانه‌ ای صورت گرفته است. بر اساس نتایج پژوهش مشخص شد که به‌ طورکلی ویژگی فرش‌ های محرابی دوره صفویه، متأثر از هنر فرش‌ بافی این دوران است و چهارچوب کلی هنر فرش‌ بافی دوره صفوی حفظ شده است. پس از دوره صفویه نیز، در دوره قاجار بافت فرش محرابی‌ با حفظ کلی ساختار فرش‌ های محرابی صفوی ادامه یافت. تطبیق و مقایسه طرح‌ های محرابی دوره صفوی و قاجار نشان از تنوع بیشتر در طرح، فرم و نقوش تکمیلی متن فرش‌ های محرابی قاجار دارد.  همچنین در دوره قاجار گرایش جدید طبیعت‌ گرایی، در طرح‌ پردازی فرش نیز منجر به بروز مضامین تازه و نقش‌ مایه‌ های متنوع در فرش ایران شد و تنوع طرح محرابی در این دوران را رقم زد. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/577/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 The Continuation of the Conception of Justice and Imamate in the Timurid and Safavid Architectural Decorative Motifs, with an Emphasis on Motifs of Goharshad Mosque in Mashhad and Imam Mosque in Isfahan سیر تداوم مفهوم عدل و امامت در نقوش تزیینی معماری دوره تیموری و صفوی؛ با تأکید بر نقوش مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد امام اصفهان 73 88 FA محسن طبسی سپیده موسوی 2018 02 03 According to the Shiite, Justice and Imamate are two of the pillars of Islamic anthology. These two are behind the secrets hidden in decorative motifs particularly in architecture. The value of Justice and Imamate in Islamic decorative motifs of Persian Architecture looks more to the eye after the Timurid period. This research tried to depict the existence of Justice and Imamate concepts in the different decorative motifs including plant derived, geometric and inscriptions, focusing on the motifs of the Goharshad mosque in Mashad in Timurid era and comparing it to Imam Mosque in Isfahan during the Safavid period. The goal of the study is to investigate the Shiite notions in the decorative motifs of the Islamic Iranian architecture in Goharshad mosque, as a mosque commissioned by the sunnit and the existence of the same motifs in Imam mosque of Isfahan, as a mosque ruled by the Shiite. To achieve this goal, library and field studies have been conducted. Meanwhile, historical, analytical and comparative methods have been used as well. The results demonstrate that the inscriptions had a considerable role in promoting Shiite beliefs in both Timurid and Safavid periods. Utilizing Quranic verses, prophetic traditions(Hadith) and supplications (prayers) on Justice and Imamate in the inscriptions of Goharshad mosque shows how Timurid Sunni rulers supported the Shiite beliefs and the Safavid rulers considered it a religious duty to support those beliefs. عدل و امامت نزد شیعیان، دو اصل از اصول جهان‌ بینی اسلامی به شمار می‌ روند که در پس هر نقش تزیینی نهفته است. ارزش نمود این دو اصل در نقوش تزیینی معماری، از دوره تیموریان به بعد بیشتر به چشم می‌ آید. مقاله حاضر بر آن است تا به بررسی تطبیقی مفاهیم شیعی در نقوش تزیینی در مسجد گوهرشاد مشهد از دوره تیموری و مسجد امام اصفهان از دوره صفوی بپردازد و سعی دارد وجود مفاهیم عدالت و امامت را در محتوای انواع نقوش تزیینی نمایان سازد.بر اساس همین هدف، سؤالات اصلی به شرح زیر مطرح می‌ شوند:- نقوش تزیینی در دوره تیموری و صفوی دارای چه مفاهیم مذهبی و به‌ ویژه شیعی هستند؟- آیا مفاهیم شیعی نقوش تزیینی در معماری دوره صفوی ادامه‌ دهنده همان مفاهیمِ دوره تیموری هستند؟تحقیق انجام شده مبتنی بر مطالعات اسنادی و میدانی است. منابع مکتوب با استفاده از روش‌ های تحلیلی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته‌ اند. در مطالعات میدانی، شکل و محل و مفاهیم نقوش و کتیبه‌ های دو مسجد به صورت تطبیقی و توصیفی بررسی شده‌ اند. نتایج نشان می‌ دهند که از روی شکل نقوش می‌ توان به مفاهیم مذهبی نهفته در آن‌ها راهی جست. بنابراین اگرچه نقوش تزیینی همواره نشان‌ دهنده اصول جهان‌ بینی اسلامی هستند اما به طور مشخص، بهره‌ گیری از آیات قرآنی، احادیث و ادعیه در باب عدالت و امامت در کتیبه‌ های مسجد گوهرشاد نشان از حمایت از عقاید شیعی توسط حاکمان تیموری دارد، و حاکمان صفوی نیز بر اساس مذهب رسمی، حمایت از این عقاید را وظیفه شرعی خود می‌ دانسته‌ اند. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/578/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 6 25 2018 02 03 The Refuge Role of Quhistan in the 1st and 2nd Century AD Relying on Locating Migration of Zoroastrians بررسی نقش پناهگاهی قهستان در سده اول و دوم هجری با تکیه بر مکان گزینی مهاجرت زرتشتیان 89 96 FA رضا خزائی حسین کوهستانی اندرزی مریم کامیار 2018 02 03 Quhistan, a major part of it is located in the South Khorasan province now, is of special importance in the political and geographical history of the region. The historic Quhistan comprised several towns and large districts that distinguished this region geopolitically from other areas of the East of Iran. The great migrations to this region were noted in historical sources. Arab immigration in the first and second centuries AD, and great migration of Zoroastrians in the early Islamic centuries are the most significant of these immigrations in the early Islamic centuries.Apart from political migration of Arabs to this region for further dominance on Khorasan province, this region has always been a safe refuge for minorities throughout history, who continued their living in the light of security and geographical isolation of Quhistan. According to the studies carried out and by a review of the history of Quhistan, this region can be recognized as a safe refuge for political and religious minorities throughout history. Social tolerance within communities should not be neglected, because this region has always been a place for settlement of the followers of different religions and ethnicities. In this paper, part of the history Quhistan and the importance of this region in absorption of different immigrants are addressed.This study will answer these questions that: First, what is the reason for the selection of Quhistan as the migration destination? And Secondly, how can we generalize choosing Quhistan as a haven for Zoroastrians to other migrations to this territory? This research clarifies the significance of Quhistan in this historical selection through an overview of these migrations by an emphasis on locating and determining the path of the Zoroastrian immigrants on their journey to India using the existing resources. In addition to religious and historical tolerance of its people, finds originality and geographical isolation of this land in history as an important factor in choosing destination of religious immigrations in order to refuge منطقه قهستان که امروزه بخش‌ های عمده آن در محدوده­ استان خراسان جنوبی واقع‌ شده است،‌ همواره در طی تاریخ دارای جایگاه خاصی به لحاظ سیاسی و جغرافیایی بوده است. قهستان تاریخی، مشتمل بر چند قصبه و ناحیه بزرگ بوده که این منطقه را به لحاظ ژئوپولتیکی متمایز از سایر نواحی شرق ایران نموده. در منابع تاریخی سخن از مهاجرت­ های بزرگی به این ناحیه شده است. مهاجرت اعراب در قرون اول و دوم هجری، همچنین مهاجرت بزرگ زرتشتیان در قرون ابتدایی اسلامی، سخن به میان آمده است. بررسی منطقه قهستان از آن لحاظ دارای اهمیت می‌ شود که  این ناحیه همواره در طی تاریخ پناهگاه و مأمن مناسبی برای اقلیت­هایی بوده است که در سایه امنیت و انزوای جغرافیایی قهستان به حیات خود ادامه داده­ اند. با توجه به بررسی‌های صورت پذیرفته و با نگاهی به تاریخ قهستان، این ناحیه را می‌ توان پناهگاهی امن برای اقلیت­ها سیاسی و مذهبی در طول تاریخ دانست. چراکه همواره در قرون متمادی بستر سکونت اقوام و پیروان مسالک و مذاهب مختلفی بوده است. در این مجال به روشن شدن بخشی از تاریخ قهستان و جایگاه این منطقه در پذیرش مهاجرین مختلف پرداخته‌شده است. این پژوهش به این سؤالات پاسخ خواهد داد که اولاً علل انتخاب قهستان به‌ عنوان مقصد مهاجرت چیست؟ و ثانیاً انتخاب قهستان به‌ عنوان پناهگاه و مأمن برای زرتشتیان را چگونه می­ توان به سایر مهاجرت­ ها به این خطه تعمیم داد؟  پژوهش حاضر با روش، تحلیلی توصیفی، به بررسی اجمالی مهاجرت زرتشتیان و در پی آن با تأکید بر مکان‌ گزینی و تعیین مسیر این مهاجران در راه سفر به هند با استفاده از منابع موجود، اهمیت قهستان را در این انتخاب تاریخی، روشن می­ نماید و بکر بودن و انزوای جغرافیایی این سرزمین را در طول تاریخ عامل مهمی در انتخاب مقصد مهاجرت‌ های مذهبی به‌ منظور پناهندگی درمی‌یابد. "" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/579/pdf_1