دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 BMAC and Gorgan Plain فرهنگ بلخی-مروی و دشت گرگان 1 14 FA حامد طهماسبی زاوه Array حسن طلایی فرشید ایروانی قدیم 2017 09 29 One of the important problems about understanding the Bactria Margiana Archaeological Complex is, recognition of expansion geographical area or definition of the boundaries of this culture. In this context, examining the influence of this culture in the western regions (Khorasan and Gorgan plain) has many importance. Excavations and archeological studies in the last decade led to identification of settlements and associated cemeteries with BMAC in the North Khorasan. So, today Gorgan plain (Golestan province), known as the western neighbor of BMAC. In order to understand the relations between this two regions and study of the existence possibility of settlements of this culture and its spread and expansion in the Golestan Province, this article examines the commercial and cultural communication, and the interplay between Gorgan and BMAC. In addition, investigate the commercial and cultural relationships between BMAC and Gorgan plain helps to define and delineate the western boundaries of BMAC. یکی از مسائل مهم در زمینۀ شناخت فرهنگ بلخی-مروی، شناسایی حوزه جغرافیاییِ گسترش یا ترسیم مرزهای این فرهنگ است. در این زمینۀ، بررسی میزان نفوذ این فرهنگ در مناطق غربی (خراسان و دشت­های گرگان)، از اهمیت شایانی برخوردار است. کاوش­ها و بررسی­های باستان­شناسی در طی دهه اخیر، به شناسایی استقرارگاه­ها و گورستان­های مرتبط با فرهنگ بلخی-مروی در استان­ خراسان شمالی منجر گردید. از همین رو، امروزه دشت­های گرگان (استان امروزی گلستان)، به عنوان همسایه غربیِ فرهنگ بلخی-مروی شناخته می­گردد. مسألۀ مهم در این زمینه رسیدن به پاسخی مناسب برای این سوال است که آیا فرهنگ بلخی مروی در دشت گرگان نفوذ و گسترش داشته است؟ کیفیت ارتباطات میان این فرهنگ و دشت گرگان به چه نحوی بوده است؟به منظور درک روابط میان این دو منطقه و بررسی احتمال وجود استقرارهای این فرهنگ و گسترش آن در استان گلستان، این نوشتار به بررسی ارتباطات تجاری، فرهنگی و تأثیر و تأثرات میان دشت گرگان و فرهنگ بلخی-مروی اختصاص یافته است. علاوه بر این مهم، بررسی ارتباطات تجاری و فرهنگی میان فرهنگ بلخی-مروی و دشت گرگان به تبیین و ترسیم مرزهای غربی فرهنگ بلخی-مروی و کیفیت ارتباطات میان این دو فرهنگ کمک شایانی می­نماید. روش تحقیق از نظر متُد، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. "فرهنگ بلخی-مروی" " دشت گرگان" " روابط تجاری" " تأثیر و تأثرات فرهنگی." http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/475/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 Khorasan between the ninth and thirteenth century AD بررسی عوامل مؤثر در گسترش شهرهای خراسان بزرگ بین سده¬های سوم تا هفتم هجری قمری 15 28 FA منصوره صاحبی بزاز Array احمد تندی 2017 09 10 One of the important issues in the study of the history of Iranian cities is the study of cities development and its causes in each historical period. One of these periods is the early centuries after the arrival of Islam into Iran, including in the great Khorasan. During this period, although religiously embraced Islam, Iran displayed a different image in the creation of urban culture due to its long history of urbanization. During this period, most of the cities in Khorasan were developed due to the expansion of old cities and major changes in their texture. The expansion of cities was influenced by several factors that affected their expansion in uneven proportions. The most important of these are: Geographical, natural and climatic factor: It includes the issue like existence of water, moderation of region and the good weather, the existence of suitable agricultural land, the proximity to pasture and the possibility of providing wooden products. Security - defense factor: It includes the creation of border cities, the construction of tower and fortification, and enclosing towns by nested fences, the use of natural barriers to protect the cities’ security, strengthening the military capabilities of cities and the use of warfare tools, and rebuilding and consolidating old cities. Economy - trade factor: It includes increased production jobs, the creation of permanent markets in cities, the significance of neighborhoods in the external cities, placing cities on the trade roads and the prosperity of trade with other regions. Governmental and administrative factor: Establishing the centrality of government in a city has always attracted population مباحث مرتبط با مطالعات تاریخ شهرهای ایران و بررسی علل گسترش شهرها جزء با اهمیت­ترین موضوعات در هر دوره تاریخی است. یکی از این موقعیت­های جغرافیایی- تاریخی، منطقه خراسان­بزرگ در طول سده­های آغازین ورود اسلام به ایران است.  پژوهش حاضر، در پی پاسخ برای یافتن عوامل گسترش شهرهای خراسان­بزرگ در این دوره است. بر اساس یافته­های مستند، این منطقه در طول سد­های بعد از اسلام به علت داشتن شرایط اقلیمی مناسب و نیز واقع شدن در مسیرهای تجاری دارای شرایط ویژه بود. ضمن آنکه به علت همجواری با سرزمین اقوام بیابان­گرد ترک،  از مهم­ترین ثغور مملکت اسلامی محسوب می­شد. از این­رو همواره از طرف حکومت­ها و مردم مورد توجه بود و جمعیت فراوانی را به خود جلب می­کرد.  می­توان مهم­ترین عوامل گسترش شهرهای خراسان­بزرگ در طول سده­های سوم تاهفتم­ه­.ق.، داشتن شرایط اقلیمی- طبیعی مناسب، توجه به موضوع محافظت از ثغور سرزمین اسلامی از طرف دولت­ها و توجه به اهمیت تجاری شهرهای سرحدی دانست. این شهرها، بر سر راه­هایی واقع بود که از طریق آن مردم منطقه می­توانستند با دیگر نقاط مبادلات اقتصادی- تجاری برقرار کنند. موقعیت امنیتی- اقتصادی شهرهای خراسان بزرگ در طول سده­های سوم تاهفتم ه.ق. آنچنان دارای اهمیت بود، که شهرهایی چون بخارا و نیشابور، به عنوان پایتخت انتخاب ­شدند و اهمیت سیاسی یافتند. روش تحقیق: منطبق بر روش توصیف،تحلیل و استنباط اطلاعات، بر پایه مطالعات کتابخانه­ای به انجام رسیده است. کتب تاریخی، مقالات و پژوهش­های معاصر مرتبط داخلی و خارجی جهت دست­یابی به اهداف مقاله مورد بهره­برداری قرار گرفته است. "خراسان بزرگ" " گسترش شهرها" " امنیت" " تجارت." http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/465/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 Reflecting on the Recommendation of Ibrahim Abbasi to Abu Muslim Khurasani in the Eve of the Abbasid Movement تأملی بر توصیه های ابراهیم عباسی به ابو مسلم خراسانی در آستانه قیام عباسیان در خراسان 29 40 FA علی ناظمیان فرد دانشیار گروه تاریخ،دانشگاه فردوسی مشهد 2018 06 11 As the advocates of the Abbasid movement prepared themselves in Khurasan for an overt struggle against umayyade government, Ibrahim Abbasi gave Abu Muslim his final recommendations, and urgently requested him to exert them in the chaotic political climate of his mission zone in order to change everything in favor of Abbasid dynasty. It is obvious that every text can make sense in a particular context and may also bear a particular purpose but what looks prominent in the recommendations of Abbasid Imam to Abu Muslim at first glance is the overt contradictions between some propositions as well as lack of logical and semantic coherence between them. This explicit contradiction, on the one hand, makes Abu Muslim treat Yemeni tribes leniently and approach them in a friendly manner, and dictates him, on the other hand, to eradicate any Arab-speaking person in Khurasan. The central question that motivated this paper is: How this contradiction evolved through time and how it can be fixed or eliminated? The findings of the current study, which are based on the content analysis of the Abbasid Imam’s recommendations, indicate that this contradiction could be the result of “spoonerism” in the syntactic structure of “insānan muriban”, which might have happened during the duplication process. It is worth mentioning that this structure is currently seen as “lisānan Arabiyyan” in the historical texts. It is worthy nothing that the correction and restoration of this contradiction to its original state can help eliminate this problem to a great extant. This will also give logical as well as semantic consistency to the propositions written in the Imam’s recommendations. با فراهم شدن موقعیت سیاسی و اجتماعی برای نقیبان و گروندگان به دعوت عباسیان در خراسان،جهت ورود به مرحله علنی قیام و مبارزه آشکار با دولت اموی، ابراهیم عباسی،امام نهضت عباسیان،آخرین توصیه های خود را با ابومسلم در میان نهاد و از او خواست تا در فضای متشنج سیاسی محل مأموریت خویش به کار گیرد و ورق را به سود عباسیان برگرداند. درست است که هر متنی در زمینه خاصی تولید می شود و ناظر به مقصود خاصی می باشد اما در نگاه اول، آن چه در توصیه های امام عباسی پررنگ جلوه می کند، تناقض آشکار برخی از گزاره ها و نبود تلازم منطقی و معنایی در میان آنهاست که از یک سو ابومسلم را به نزدیکی با قبایل یمانی فرا می خواند و از سوی دیگر از او می خواهد که در صورت امکان هیچ عرب زبانی را در خراسان باقی نگذارد. همین امر،موجب تولید گمانه‌های «جعلی بودنتوصیه نامه»، «خطای نسخه برداران» و یا «تشتت در آراء امام عباسی»شده است. پرسشی که این مقاله می کوشد تا برای آن پاسخی جستجو کند، این است که تناقض یاد شده چگونه پدید آمده است و چگونه می توان به رفع آن پرداخت؟ یافته های این پژوهش که بر تحلیل محتوای توصیه های امام عباسی استوار است، نشان می دهد که این تناقض، محصول تصحیف نسخه برداران از ترکیب«انساناً مریباً»    می باشد که اینک در متون تاریخی به صورت « لساناً عربیاً» در آمده است. تصحیح و بازگرداندن آن به صورت نخست،تناقض موجود را رفع خواهد کرد و به گزاره های مندرج در توصیه نامه امام عباسی،سازگاری و تلازم معنایی خواهد بخشید. "ابراهیم امام" " ابومسلم" " توصیه نامه" "تصحیف" " تناقض" " تلازم معنایی" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/670/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 Components passive defense in the castle "ًQale koh-qaeen" مؤلفه های دفاع غیرعامل در دژ"قلعه کوه قائن 41 54 FA عابد تقوی Array سامان فرزین Array حسین کوهستانی اندرزی Array مهسا عبداللهی Array 2017 09 13 The Ismailian sector is known as a part of Shiism which later gained power as the Khalifs of Fatemi. In the midst of the 4th century of the lunar calendar, Hassan Sabbah who occupied Alamoot Castle as his foundation was the pioneer of the Ismailian movement in Iran. As he got stronger in the northern part of Iran, he selected Qohestan as his second base. Castles were rapidly taken up and escalated in Qohestan. They were so powerful there the Seljuks could never defeat that after their several attacks to put an end to the Ismailis but Ismailis did always win. The Ismailis' great power was based on their defense strategy that was fully dependent on the castles. The castles in Qohestan were steadily constructed observing all aspects of the important defensive points. This research is objectively considered as fundamental studies and is mainly known as historic, descriptive analysis. This research is based on utilizing written historic sources, and implemental studies and archeological documentary known as the ways of collecting information. The Ismailis did their best to provide themselves with the different indicators of the passive defense because of the shortage of the military troops to protect themselves. according to the consequences resulting from the castle of Qayen mount, which was one of the most significant strategic places of the Ismailis the barricades could never be defeated or even accessible considering the ammunition used at the time. The castle was available just to the one side of the mount. The Important points inside the castle were precisely designed and fabricated in the inaccessible areas. The high mount and walls prevented the invaders and archers from having access to the areas inside. The strategic towers were fabricated in the important parts of the castle that could be easily reached by the Ismailis. The ruling court and the homes of the commanders were deployed at the last defensive front. The warehouses were separately constructed for each surrounding. The significant parts of the castle were hidden based on the topography of the mount. The castle was located on the best part of the plain to have proper views to the main roads for the dwellers. The wall and towers were founded based on a high resistance and steadiness. The Ismailian sector is known as a part of Shiism which later gained power as the Khalifs of Fatemi. In the midst of the 4th century of the lunar calendar, Hassan Sabbah who occupied Alamoot Castle as his foundation was the pioneer of the Ismailian movement in Iran. As he got stronger in the northern part of Iran, he selected Qohestan as his second base. The Ismailis did their best to provide themselves with the different indicators of the passive defense because of the shortage of the military troops to protect themselves. according to the consequences resulting from the castle of Qayen mount, which was one of the most significant strategic places of the Ismailis the barricades could never be defeated or even accessible considering the ammunition used at the time. The castle was available just to the one side of the mount. در طول تاریخ معماری و شهرسازی ایران، دفاع غیرعامل به عنوان بخشی جدایی ناپذیر در روند شکل­گیری و گسترش شهرها محسوب می­شده است. این نوع دفاع در جهت به حداقل رساندن آسیب به نیروهای خودی درمقابل هجوم دشمن لحاظ می­شده و معمولاً بدون دخالت نیروی انسانی صورت می­ پذیرفت. دفاع غيرعامل گونه­اي از ایمن­سازي و دفاع از خود است، كه محيط خود را بدون استفاده از سلاح و با استفاده از جغرافيا و ژئوفيزیک و ساخت اندام­هاي دفاعی ایمن كرده­ است. در قهستان قدرت اسماعیلیان از طریق استراتژی دفاعی که قلاع به ایشان می­داد تامین می گشت. قلاع در قهستان با استحکام زیاد و با رعایت تمامی نکات مهم تدافعی ساخته شده است. اسماعیلیان به دلیل کمبود نیروی نظامی در تاریخ حیاتشان سعی فروان در فراهم آوردن مؤلفه­های دفاع غیرعامل در حفاظت و تامین امنیت خویش کرده­اند. بر اساس نتایج بدست آمده از بررسی قلعه کوه قاین که از مهمترین مکان­های استراتژیک اسماعیلیان در شرق ایران بوده است؛ استحکامات تقریبا با تسلیحات آن زمان قابل دسترس نبوده­اند، تنها از یک سوی کوه دسترسی به قلعه مهیا بود، نقاط حساس در قلعه به صورت دقیق در نواحی غیرقابل دسترس تعبیه گشته است، ارتفاع کوه و حصار اجازه دسترسی مهاجمان و کمانداران را بسیار دشوار ساخته، برج‌های استراتژیک­ در نقاط حساس و با دسترسی آسان تعبیه می‌گشت، ارگ حکومتی و محل زندگی حکام در آخرین جبهه دفاعی مستقر گردیده، انبارها به صورت مجزا برای هر یک از حصارها تعریف گشته است. از توپوگرافی کوه در پنهان­سازی نقاط مهم قلعه استفاده برده­اند، قلعه در بهترین نقطه از دشت واقع گردیده تا دید کافی به راه‌های اصلی را به ساکنین می‌دهد، حصار و برج­ها از پایه و ابتدای ساخت با استحکام بالا بنا گردیده است. پژوهش حاضر از نوع روش توصیفی- تحلیل تاریخی است. همچنین در گردآوری اطلاعات، از منابع تاریخی دست اول و تحقیقات اندیشمندان معاصر بهره گرفته شده و داده های پژوهش حاصل بازدید و مستندنگاری میدانی از دژ قلعه کوه قاین می باشد. "واژگان کلیدی : اسماعیلیان" " مغول" " قلاع" " قلعه کوه قاین" " پدافند غیرعامل" " قهستان" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/467/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 The study of the growth and development of Mashhad during the Timurid era رشد و توسعه ی شهر مشهد در دوران تیموری 55 66 FA کورش صالحی عضو هیات علمی گروه تاریخ راضیه فرستاده دانشجوی دکتری و مدرس دانشگاه پیام نور بیرجند 2017 06 03 With the onset of Timur attacks in different parts of the country as well as domestic and succession wars PrincesTimurese in the next sections, In relative terms some of Iran's most important cities and villages were destroyed, But the Khorasan province was built by some Timur tribes, due to the fact that the Timurese center was located, and the prosperity of most of the towns of this region was provided. Timur's successors, building public buildings and creating ways to improve trade and security, traveled routes and contacted other governments, and were able to compensate for some of the previous failures. This research seeks to answer this question, what was the reason for the rapid growth of Mashhad during the Timurid period? In response to the hypothesis of the research, it is based on the fact that the rapid growth of Mashhad during the Timurid period was due to the attention of the Shiites to the shrine of Imam Reza (AS) and the increase of pilgrims and the special attention of the rulers of Timurid to the important and historic place of this region. This research is arranged using the historical research method and is trying to present the perspective of this development process and the attention of the Timurid rulers to the city of Mashhad on the basis of historical documentation. The results of this research indicate that during the Timurid period, the city of Mashhad, economic growth and, consequently, urban development has been expanded, and this depends largely on the development of security and communication with distant and close governments and support The emirates of Timurid have been associated with their special attention to the establishment of large economic and social structures and magnificent works. بابا آغاز حملات تیمور گورکانی به نواحی مختلف ایران‌زمین و همچنین جنگ‌های خانگی و جانشینی امیرزادگان در مقاطع بعدی، به طور نسبی برخی از شهرها و آبادی‌های مهم گذشته ایران‌زمین، ویران شدند اما خراسان به دلیل قرار گرفتن مرکز حکومت تیموریان در آن توسط برخی از اخلاف تیمور به آبادانی گرایید و موجبات رونق بیشتر شهرهای این منطقه فراهم شد. جانشینان تیمور با ساخت بناهای عام‌المنفعه و ایجاد راه‌ها، برای پیشرفت تجارت و امنیت مسیرهای بازرگانی و ارتباط با حکومت‌های دیگر پرداختند و توانستند تا حدودی خرابی‌های قبلی را جبران کنند. این تحقیق در پی پاسخ به این سئوال است که علت رشد سریع شهر مشهد در دوره تیموریان چه بوده است؟ در پاسخ فرض تحقیق بر این استوار است که روند رشد سریع مشهد در دوره تیموریان به خاطر، توجه شیعیان به مرقد امام رضا (ع) و افزایش زائران و توجه خاص حاکمان تیموری به جایگاه مهم و تاریخی این منطقه بوده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی ترتیب یافته و در تلاش است که دورنمایی از این روند رشد و توجه حاکمان تیموری را به شهر مشهد را بر اساس مستندات تاریخی ارائه نماید. نتایج به دست آمده از این پژوهش گویای این مطلب است که شهر مشهد در دوره تیموری، رشد اقتصادی و به دنبال آن، توسعه‌ی معماری شهری زیادی را تجربه نموده است و این مهم بستگی زیادی به گسترش امنیت و ارتباط با حکومت‌های دور و نزدیک و حمایت امرای تیموری داشته و همچنین با توجه ویژه‌ی آنان به برپایی سازه‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی و آثار باشکوه همراه بوده است. "تیموریان" " مشهد" " گوهرشادبیگم" " معماری تیموری" " اوضاع اقتصادی" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/303/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 Condition of Industry in Khorasan and Transoxiana during the Timurid era وضعیت صنعت در خراسان و ماوراءالنهر در عهد تیموریان 67 82 FA شهرام فرحناکی دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام- دانشگاه پیام نور 2017 07 29 The present paper deals with the status of Khorasan and Transoxiana in the Timurid era, which is one of the elements of the economy of the Timurid. In this paper, based on the data in the sources and with a descriptive-analytical approach, the condition of industries such as textiles, carpets, pottery, carving and metalworking in the region, has been investigated from the advent of Tamerlane to the end of the rule of Sultan Hussein Bayqara. The paper addresses the fundamental question of how the policies of Tamerlane and his successors have influenced the state of the industry and, consequently, the production of each of the industries in Khorasan and Transoxiana. In this paper, it has been shown that attention to the category of industry in the view of Timurid Rulers, the presence of the region of minerals rich in metals and stones, the existence of artisan and artisan population in these areas, as well as the growth of several major cities in these regions, a set of Factors that have led to the industrial boom in Khorasan and Transoxiana. The industries in these areas, based on these factors, and the exposure to the economic policies of the Timurid Rulers, had a dynamic situation. Thus, with relative flourishing in the components of the regional industry in the Timurid period, we face نوشتار حاضر به بررسی وضعیت صنعت خراسان و ماوراءالنهر در عهد تیموریان می‏پردازد که یکی از عناصر تشکیل دهنده اقتصاد تیموریان است. در این نوشتار با اتکاء به داده‏های موجود در منابع و با رویکردی توصیفی – تحلیلی، اوضاع صنایعی از قبیل نساجی، فرش، سفال، حجاری و فلزکاری در منطقه، از ظهور تیمور تا انتهای حکمرانی سلطان حسین بایقرا مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله این پرسش اساسی را مورد توجه قرار می‏دهد که سیاستهای تیمور و جانشینانش چه تأثیراتی بر وضعیت صنعت و به تبع آن بر محصولات تولیدی هر یک از صنایع در خراسان و ماوراءالنهر داشته است؟ در این نوشتار، نشان داده شده است که توجه به مقوله صنعت در دیدگاه امیران تیموری، برخورداری منطقه از معادن غنی فلزات و سنگها، وجود بافت جمعیتی صنعتگر و هنرورز در این مناطق و نیز رشد چندین شهر عمده در این مناطق، مجموعه‏ای از عوامل مؤثر هستند که منجر به رونق صنعت در خراسان و ماوراءالنهر شده است. صنایع در مناطق مذکور با تکیه بر فاکتورهای فوق و نیز قرار گرفتن در معرض سیاستهای اقتصادی امیران تیموری، دارای وضعیتی پویا گردید. لذا با رونق نسبی در اجزاء متشکل صنعت منطقه در دوره تیموریان روبروییم.. "تیموریان" " صنعت" " خراسان و ماوراءالنهر" " اقتصاد." http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/440/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 7 27 2018 09 02 Effect of Separation of Herat on Economic Life of Khorasan (1273-1313AH/ 1857-1934AD) تأثیر جدایی هرات بر حیاتِ اقتصادی خراسان (1313-1273ق) 83 93 FA عبدالرحیم جوان لاجی کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد (نویسنده مسئول rahimjavan66@gmail.co مصطفی لعل شاطری دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد (mostafa.shateri@yahoo.com) عباس سرافرازی 2018 04 21 One of the neglected topics in contemporary research is the effect of separation of Herat by the Paris Peace Treaty (1237AH/ 1857AD) on the economic life of Khorasan during the following three decades. This descriptive-analytical research was conducted to determine the economic topics affected by this issue and the benefits of this topic in the lives of people of Khorasan. Despite the excessive resources in this field and application of a more detailed overview of the topic with an analytical-adaptive approach, the most important effect was introduced as the obstruction of the trade route from East to West and vice versa, which led to the depriving of the cities of Khorasan from the benefits of commercial transactions. In addition, decreased prosperity of caravanserais and relevant job opportunities, changes in the use of agricultural land for opium cultivation and welcoming the trade of this product, and finally, promotion of Russian goods and increased price of products are among the other topics that affected the economic life of Khorasan during the period of 1273-1313AH/ 1857-1934AD. Meanwhile, the role of policy-making by England in line with benefits, such as creating a safe place for India and obtaining commercial revenues due to the blockage of the Herat crossing and attention to the Persian Gulf, is of great importance. از جمله موضوعات مغفول در پژوهش­های معاصر، تاثیر جدایی هرات به­واسطۀ عهدنامۀ صلح پاریس (1273ق/ 1857م) بر حیاتِ اقتصادی خراسان طی سه دهه بعد از آن محسوب می­گردد. هدف از این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، پاسخ به این پرسش ­می­باشد که موضوعات اقتصادی متاثر از این افتراق چه بوده و چه ثمراتی را بر زندگانی مردم خراسان به دنبال داشته است؟ با وجود قِلَتِ منابع در این­ زمینه و مبتنی بر نگاهی جزئی­نگر و با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، یافته­ها حاکی از آن است که مهم­ترین تاثیر، انسدادِ مسیر تجاری شرق به غرب و بالعکس بود که در پی آن شهرهای خراسان از مزایای داد و ستدهای تجاری محروم گردیدند. همچنین کاهشِ رونقِ کاروانسراها و موقعیت‌های شغلی حاصل از آن، تغییر کاربری زمین­های کشاورزی مبنی بر کشت تریاک و استقبال از تجارت این محصول و در نهایت رواج اجناسِ روسی و افزایش قیمتِ کالاها از جمله مسائل تاثیرگذار بر حیات اقتصادی خراسان در دوره زمانی 1273ق تا 1313ق محسوب می­گردد. در این بین نقش سیاست­گذاری­های انگلیس در راستای منافعی همچون ایجاد حریمی امن برای هند و نیز کسب درآمدهای تجاری مبنی بر انسداد گذرگاه هرات و توجه به خلیج فارس برای مبادلات، حائز اهمیت می­باشد.. "اقتصاد" " هرات" " خراسان" " انگلیس" " قاجار" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/631/pdf_1