دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 9 34 2020 05 10 Spatial Organization of Shahr-Tepeh Site, a Parthian City in Dargaz, Northeast of Iran سازمان فضایی شهر اشکانی شهرتپه، درگز، شمال شرق ایران 14 1 FA سید مهدی موسوی نیا عضو هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه نیشابور حسن نامی عضو هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه نیشابور 2018 11 24 Historical appearance of city is not similar in different civilizations and cultures. These civilizations have formed different cities; because the aim and perspective of these cultures to the cities are different. In the context of ancient Iran, investigating Iranian cities shows some mutual features specifically in their spatial organizations. Ancient Iranian cities are exactly what the kings would like to. In this regard, in examination of ancient Iran city always reveals the role of king in the quality of formation and even in spatial organization of it. Shahr-Tepeh is a Parthian site located in Dargaz district, near to Iran-Turkmenistan borders. Based on archaeological surveys this site is one of the largest Parthian sites in the northeast of Iran. In addition, archaeological excavations indicate that this site is one of the most important sites in early Parthian period. Beside archaeological excavations, systematic sampling survey is another archaeological study in this site. The most frequent findings of this survey were ceramic fragments, in addition to some kiln wasters, gypsum plaster and impressed designs bricks. In second phase of archaeological studies, some elements of urban forms of Shahr-Tepeh were revealed: Rampart, Gateway, Kohandege, Sharestan, Industrial area and Wastewater system. This article tries to introduce and describe spatial organization of Shahr-Tepeh based on archeological findings of this site specifically by these urban elements. To find the reliable results of spatial organization, urban elements of Shahr-Tepeh have been studied in the context of history and geography of region. This article showed not only Shahr-Tepeh urban elements are real examples of spatial organization of city in early Parthian period, but also revealed all of urban elements were formed in a unique pattern of city in ancient world. The best characteristic of this early Parthian spatial organization is the exact separation of all urban elements in Kohandege. The Arg, Sharistan, and the industrial zone have been separated and limited by overall barrows and external ditches. Keywords: Shahr-Tepeh, City, Parthian Period, Spatial Organization, Northeast of Iran, Dargaz شهر حامل روح جامعه و آینهٔ تمام نمای کیفیت جوامع انسانی است. در ایران باستان، شهر موجودیتی است وابسته و قرین به ارادهٔ شاهی و در پی آن کیفیت این موجودیت شهری، همسو با خواست شاه قابل ‌تعریف و ارزیابی است. شهرتپه از شهرهای دوره اشکانی در شمال شرق ایران است. در دومین فصل مطالعات میدانی محوطه، بقایای برخی از عناصر فضایی این شهر یافت گردید. این عناصر فضایی شامل استحکامات دفاعی، دروازه، ارگ، شارستان، منطقه صنعتی و سیستم فاضلاب شهری است.کیفیت انتظام این عناصر شهری، با نگاه پادشاهان اشکانی به شهر هم‌وزن است. این نگاه در بافتار تاریخی و جغرافیایی شهرتپه بار معنایی بیشتری می­یابد. همجواری شهرتپه و درگز با نسا و ترکمنستان، در کنار داده­های باستان‌شناسی محوطه نشان می­دهد شهرتپه از اولین شهرهای ایجاد شده توسط اشکانیان در شمال شرق ایران است. بر این اساس، کیفیت سازمان فضایی شهرتپه به نمایندگی از شهرهای اوایل دوره اشکانی، مبین نگاه پادشاهان اوایل دوره اشکانی به مقوله شهر و شهرنشینی است. با استناد به داده­های باستان‌شناسی، بارزترین مشخصه عناصر فضایی شهرتپه، قابلیت تفکیک‌پذیری آن‌ها از یکدیگر است. ارگ، شارستان و منطقه صنعتی از یکدیگر جدا بوده و توسط باروی سراسری و خندق بیرونی محدود شده­اند. تنبوشه­های سفالی شهر نیز که در پایین‌دست شهرتپه یافت شده است بر گمان شهری از پیش طراحی‌شده می­افزاید. با نگاهی کلان­تر به شهر، در آن‌سوی عناصر شهری، نمایندگان طبقات اجتماعی اشکانی دیده می­شود که کاوش‌های باستان‌شناسی حضور برخی از آن‌ها را در شهرتپه گزارش داده است. نخبگان سیاسی-اجتماعی، جنگاوران و صنعتگران سه طبقه اجتماعی هستند که در جامعه اوایل اشکانی شهرتپه حضور دارند. درنهایت، گمان می­رود اشکانیان به پشتوانه چنین کیفیت‌های متعالی انتظام‌های شهری که انتظام سیاسی-نظامی نیز از آن مستفاد می­گردد، به گسترش قلمرو خود از مرزهای محدود شمال شرق به‌کل ایران پرداختند و بدین طریق خیز بلندی برای جانشینی سیاسی هخامنشیان در ایران برداشتند. "شهرتپه" " شهر" " دوره اشکانی" " سازمان فضایی" " شمال شرق ایران" " درگز" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/766/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 9 34 2020 05 10 Identification of Prone Areas of High-Rise Residential Buildings and Architectural Alignment of Existing Towers (Case study: Mashhad Municipality-District 1) شناسایی پهنه¬های مستعد ساختمان‌های مسکونی بلندمرتبه و هم¬سنجی معماری برج¬های موجود (مطالعه موردی: منطقه 1 شهرداری مشهد) 32 15 FA مهلا مسعودی دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خیام مشهد سعید دلبری دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خیام مشهد نرجس سادات فاطمی دکتری شهرسازی، استادیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خیام مشهد 2019 10 17 The high-rise construction as a one way to create and construct compact cities, has attracted a lot of urban managers attention due to the maximum use of space and required minimum resources. However, lack of attention to the essential criteria for correct locating of these buildings can cause many problems in the urban areas and in the future of cities. The present study attempts to identify suitable areas for high-rise residential buildings in Mashhad Municipality at district 1 and evaluate and compare the constructed buildings. This research has selected 13 criteria in 4 categories including social, economic, environmental, and physical factors to identify suitable areas for high-rise buildings. Thereupon, Analytical Hierarchy Process (AHP) is used as a tool to determine the weight of criteria; so that the data and research information were collected in the form of questionnaires from  relevant experts in this field. The Geographic Information System (GIS) was used for integrating, analyzing, and displaying spatial data in locating process. The results reveal that economic criteria with impact factor of )0.512( is essentially effective in the study area when using AHP. After preparing the zoning map of residential buildings, it was found out that 67 percentages of total region (with equivalent area of 1000 hectares), which was categorized in three zones including perfectly appropriate, appropriate, and rarely appropriate, can be employed for constructing high-rise buildings. Finally, among eight high-rise residential buildings existing in the region, there are two buildings locating in perfectly suitable zones, so that Firoozeh, Yas, Dogholo, and Mehr Kohsangi high-rise buildings ranked at the top with respect to architectural aspects. Keywords: High-rise residential buildings, Locating, Readability, Geographic Information System (GIS), Mashhad Municipality-District 1 بلندمرتبه‌سازی به‌عنوان یکی از روش­های ساخت شهرهای فشرده، برای استفاده حداکثر از فضا و منابع محدود، بسیار موردتوجه مدیران شهری قرار گرفته است، اما عدم توجه به معیارها و ضوابط لازم برای مکان‌یابی صحیح این ساختمان­ها می­تواند باعث بروز مشکلات متعددی در مناطق شهری و آینده شهرها گردد. پژوهش حاضر تلاش می­نماید تا مکان­های مناسب برای استقرار ساختمان‌های مسکونی بلندمرتبه در منطقه 1 شهرداری مشهد را شناسایی و نسبت به ارزیابی و قیاس بناهای ساخته‌شده اقدام نماید. این تحقیق با استفاده از روش اسنادی و میدانی، 13 معیار در چهار گروه (اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی) برای بررسی مکان­های مناسب جهت بلندمرتبه‌سازی انتخاب نموده است. بنابراین از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به‌عنوان ابزار تعیین وزن معیارها استفاده‌شده، به‌طوری‌که داده­ها و اطلاعات پژوهش به‌صورت پرسشنامه­ای از 25 نفر از کارشناسان مربوطِ و خبرگان این حوزه گردآوری گردید و نیز از سیستم جغرافیایی GIS به‌عنوان ابزار تلفیق، تحلیل و نمایش داده­های مکانی در فرایند مکان‌یابی بهره­گیری شده است. یافته­های این تحقیق نشان می­دهد که در روش AHP معیار اقتصادی با ضریب تأثیر (0.512) بیشترین اهمیت را در منطقه مورد مطالعه دارد. پس از تهیه نقشه پهنه­بندی ساختمان‌های مسکونی، مشخص گردید، 67 درصد از کل سطح منطقه با مساحت 1000 هکتار در پهنه­های کاملاً مناسب، مناسب و متوسط، قابلیت بلندمرتبه‌سازی را دارد. درنهایت از بین 8 ساختمان بلندمرتبه مسکونی موجود در منطقه، 2 ساختمان (یاس و فیروزه) در پهنه کاملاً مناسب قرار دارند و از منظر معماری، بناهای فیروزه، یاس، دوقلو و مهر کوهسنگی در رتبه اول این تحلیل قرار گرفته­اند. "ساختمان‌های بلند مسکونی" " مکان‌یابی" " AHP" " سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)" " منطقه 1 شهرداری مشهد" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/1016/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 9 34 2020 05 10 The Role of Urban Development Strategy in Population of Suburban Area of Mashhad نقش استراتژی توسعه شهری در جمعیت‌پذیری حاشیه شهر مشهد 50 33 FA هادی سلیمانی مقدم استادیار گروه برنامه ریزی شهری و روستایی دانشگاه حکیم سبزواری سعید پرندآور دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی مشهد جواد فرهادی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری 2019 09 27 Rapid and unbalanced physical development in the cities has resulted in unsuitable economic, social, and physical consequences. This is one of consequences of informal settlements and economic and social unsustainability. One of the solutions for this problem is city development strategy (CDS). This approach includes a wide range of management, social, economic, environmental, physical issues in the cities. For this approach, different strategic planning models are used. Therefore, the objective of this research is the recognition of the possibility rate of principles of CDB (City Development Strategy) in Mashhad and prioritization of the effects and roles of each principle in population of suburban area of Mashhad. Descriptive- analytical method was used in order to study the context of suburban area of Mashhad. By using available information in databank of Mashhad Municipality and the future plans, the intensified indicators of population (economic, migration, housing, social) were recognized. By analyzing the failure of CDS principles ( livability, comparability, bankability, and urban governance) which cause more population in suburban area, among four main principles of CDS , major factors of population in suburban area have been weighed by Delphi Technique and survey (in the form of paired matrix). They have been analyzed by TOPSIS technique. The results and findings showed that the condition of urban development strategy criteria in Mashhad with overall average of 2.82 was not in good condition and the failure in these criteria has caused the population marginalization of the city. Among the indicators of urban development strategy, the most breakdowns were in the indicators of good governance, viability, bankability and competitiveness. Keywords: City Development Strategy (CDS), Population, Suburban dwelling,City of Mashhad, TOPSIS Model. چکیدهتوسعه فیزیکی شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی به همراه داشته که یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن افزایش اسکان غیررسمی و تشدید ناپایداری اجتماعی و اقتصادی است. یکی از رویکردها جهت مواجهه با این پدیده، استراتژی توسعه شهری (CDS) است. این‌رویکرد با بهره‌گیری از مدل‌های برنامه‌ریزی استراتژیک، دامنه‌ وسیعی از مسائل مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و کالبدی شهرها را در برمی‌گیرد. از این‌رو، هدف پژوهش حاضر شناسایی میزان تحقق‌پذیری اصول اساسی استراتژی توسعه شهری در شهر مشهد و اولویت‌بندی نقش و تأثیر هریک از این اصول بر جمعیت‌پذیری حاشیه شهر مشهد می‌باشد. بنابراین از روش توصیفی-تحلیلی جهت مطالعه بافت‌های حاشیه شهر مشهد استفاده شد و با بهره‌گیری از اطلاعات موجود، شاخص‌های تشدیدکننده جمعیت‌پذیری (ابعاد اقتصادی، مهاجرت، مسکن و ابعاد اجتماعی) شناسایی گردید و با تجزیه و تحلیل نارسایی اصول استراتژی توسعه شهری (قابلیت زندگی، رقابت‌پذیری، بانک‌پذیری و حکمروایی شهری) که موجبات جمعیت‌پذیری حاشیه شهر مشهد را فراهم نموده است، میان چهار اصل اساسی CDS و عوامل عمده جمعیت‌پذیری حاشیه شهر از طریق تکنیک دلفی به‌صورت ماتریس زوجی وزن­دهی شده و از طریق تکنیک TOPSIS تجزیه و تحلیل گشته است. نتایج و یافته‌ها نشان داد که وضعیت معیارهای استراتژی توسعه شهری در مشهد با میانگین کلی 82/2 در وضعیت مطلوبی نبوده و نارسایی‌ها در این معیارها موجبات جمعیت‌پذیری حاشیه شهر را فراهم نموده است. در بین شاخص‌های استراتژی توسعه شهری، بیشترین نارسایی به ترتیب در شاخص‌های حکمروایی خوب، قابلیت زندگی، بانک‌پذیری و رقابت‌پذیری می‌باشد.  "استراتژی توسعه شهری (CDS)" " جمعیت‌پذیری" " حاشیه‌نشینی" " شهر مشهد" " مدل TOPSIS" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/998/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 9 34 2020 05 10 Demonstrating the strategic challenges of political Fragmentation in the governance structure of Mashhad metropolitan area تبیین راهبردی از چالش‌های تفرق سیاسی در ساختار حکمروایی منطقه کلان‌شهری مشهد 66 51 FA قدیر صیامی استادیار شهرسازی و عضو هیئت علمی دانشگاه بین اللملی امام رضا(ع) 2020 03 05 Purpose: The purpose of this study is to demonstrate the “dissection aspects of fragmentation and discontinuity of political / governmental actors” (Institutions, practices and spatial domains( in metropolitan area of Mashhad. This fragmentation has been derived from diversity and divergence of actors and is created in the absence of a qualified institutional framework for policymaking and planning in this area. Methodology of this study, in terms of the purpose, is developmental – applied and in terms of research framework is analytical – descriptive based on the secondary analysis. This research through a triangulation approach analyzed the dimensions of political fragmentation, the influential governing institutions and organizations, and maintenance resources (programs, laws, and finance) as the dimensions of political fragmentation in the metropolitan area of Mashhad. Results showed that there are ever-increasing diversity and multiplicity in the overlapping territorial government, in the absence of a coordinating mechanism for the integration of development policies in metropolitan area of Mashhad. In terms of institutional fragmentation, this metropolitan area is divided mainly between the two governmental-administrative and governmental-public elements without proper governance of institutions such as Astan Quds Razavi and the private sector. Hence, the present study proposes devising a participatory structure and a development perspective based on strategic planning, an important principle in the direction of institutional, functional and territorial convergence of all actors in the metropolitan area of Mashhad. Keywords: Mashhad Metropolitan region, Political Fragmentation, Governance هدف این پژوهش تشریح وجوه تفرق و گسست سیاسی/ حاکمیتی کنشگران (نهادها، عملکردها و قلمروهای فضایی) در منطقه کلان‌شهری مشهد است که در سایه تکثر و واگرایی کنشگران این منطقه کلان‌شهری و در غیاب یک چارچوب نهادی واجد صلاحیتِ برنامه‌ریز و سیاست­گزار پدید آمده است. این پژوهش برحسب هدف، توسعه‌ای-کاربردی و ازنظر چارچوب پژوهش، تحلیلی-توصیفی مبتنی بر رویکردِ تحلیل داده‌های ثانویه است. این پژوهش، در قالب مدلی سه وجهی به تحلیل قلمروهای حکومتی/ مدیریتی، نهادها و سازمان‌های مؤثر حاکمیتی و منابع پشتیبان (برنامه‌ها، قوانین و مالیه) به‌عنوان ابعاد معرفِ تفرقِ سیاسی در منطقه کلان‌شهری مشهد پرداخته است. واحد تحلیل در این تحقیق، منطقه کلان‌شهری مشهد است که با محدوده عملکردی موجود مجموعه شهری مشهد یکسان دیده‌شده است. این پژوهش نشان می­دهد که تعدد و تکثر روزافزونی در قلمروهای متداخل حاکمیتی در غیاب سازوکاری هماهنگ‌کننده برای یکپارچه‌سازی سیاست‌های توسعه منطقه کلان‌شهری مشهد وجود دارد. در بُعدِ تفرقِ نهادی نیز این منطقه کلان‌شهری عمدتاً میان دودسته عناصر حکومتی-دولتی و حکومتی-عمومی بدون نقش‌آفرینی شایسته حاکمیتیِ نهادهایی چون آستان قدس رضوی و بخش خصوصی تقسیم‌شده است. این پژوهش تدوین یک ساختار مشارکت­جویانه و چشم‌انداز توسعه مبتنی بر برنامه‌ریزی راهبردی را، اصلی مهم در راستای همگرایی نهادی، عملکردی و قلمرویی تمام کنشگران منطقه کلان‌شهری مشهد می‌داند. "تفرق سیاسی" " حکمروایی" " منطقه کلان‌شهری مشهد" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/1129/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 9 34 2020 05 10 Evaluation of endogenous development capacities in the worn-out urban context with a social participation approach (A Case Study, Sarakhs) ارزیابی ظرفیت‌های توسعه میان افزا در بافت فرسوده شهری با رویکرد مشارکت اجتماعی (نمونه موردی شهر سرخس) 86 67 FA زینب کرکه آبادی دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد سمنان محمد گل محمدی دانشجوی دوره دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی سمنان 2019 12 10 Lack of attention to the quality of the concept of development by urban management and turning to the quantitative solutions that are often replacing the concept of growth with development, have created problems for today's cities. These problems include physical expansion, increased urban transportation costs, increased infrastructure maintenance, and increased per capita service costs. However, there is often space for development within urban boundaries, and one of the appropriate development options is to utilize the endogenous development approach. In the meantime, it is important to consider the factors that can support endogenous development strategies and policies. Social participation, given its nature, can support endogenous development as one of the most effective ways. The purpose of this study is to evaluate the endogenous development theory in the worn-out texture of the city with the approach of promoting social participation. The research method is descriptive-analytical and according to the nature of the research the required data were collected through documentary and field studies (questionnaire, interview, and observation). The maps required for the research were prepared in Arc Map environment and the analysis of the maps data and output maps were carried out in GIS. The statistical population consisted of 124 people living in the area under study who were selected through random sampling and the data were analyzed using SPSS software. Finally, some strategies have been suggested to improve the social participation index of the worn-out texture of Sarakhs based on endogenous development theory. Keywords: Endogenous Development, Worn-out texture, Social Participation, Sarakhs city گسترش کالبدی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل شهری، تأسیسات زیربنایی و خدمات‌رسانی ازجمله مشکلات توسعه افقی شهرها هستند. این در حالی است که در بیشتر مواقع فضا برای توسعه درونی شهری وجود دارد و یکی از گزینه‌های مناسب توسعه، بهره‌گیری از رویکرد توسعه میان­افزا است. توسعه میان­افزا به‌ویژه در بافت‌های فرسوده که قبلاً توسعه‌یافته و به دلایل متعدد از روند توسعه بازمانده‌اند، راهکار بسیار مناسبی برای توسعه از درون با هزینه‌ بسیار کمتر و مطلوبیت بیشتر می‌باشد. در این میان توجه به عواملی که می‌تواند راهبردها و سیاست‌های توسعه میان افزا را حمایت کند، حائز اهمیت است. مشارکت اجتماعی با توجه به ماهیتی که دارد، می‌تواند به‌عنوان یکی از روش‌های مؤثر از رویکرد توسعه میان­افزا حمایت کند. هدف این پژوهش، ارزیابی نظریه توسعه میان­افزای بافت فرسوده شهرِ سرخس با رویکرد ارتقاء شاخصۀ مشارکت اجتماعی می‌باشد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و با توجه به ماهیت تحقیق، داده‌های موردنیاز از طریق مطالعات اسنادی و میدانی جمع‌آوری‌شده است. نقشه‌های موردنیاز برای تحقیق، در محیط Arc Map آماده‌شده و تجزیه‌وتحلیل داده نقشه‌ها و تهیه نقشه‌های خروجی در محیط GIS صورت گرفته است. جامعه آماری 124 نفر از افراد ساکن در بافت فرسوده سرخس می­باشد که حدود 75 هکتار وسعت داشته و به لحاظ جغرافیایی در مرکز شهر به سمت شرق قرار دارد و از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب‌شده و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار  SPSSمورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته‌اند. بررسی معیارهای مختلف نظیر اعتماد اجتماعی، علاقه به جامعه، تعاون و همیاری و اعتماد نهادی مبین رغبت زیاد ساکنین منطقه به مشارکت در احیاء این بافت می‌باشد و نهایتاً راهکارهایی در راستای ارتقاء شاخصۀ مشارکت اجتماعی بافت فرسوده شهر سرخس بر اساس نظریه توسعه میان­افزا باهدف توسعه این بافت، ممانعت از رشد افقی در شمال شهر و کاهش هزینه‌های مدیریت شهری نیز ارائه ‌شده است. "توسعه میان¬افزا" " بافت فرسوده" " مشارکت اجتماعی" " شهر سرخس" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/1061/pdf_1
دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام پژوهشنامه خراسان بزرگ Iran 22516131 9 34 2020 05 10 Deployment of social and cultural damages in Khorasan Razavi province پهنه‌بندی آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی استان خراسان رضوی 108 87 FA علی احمدی دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات احسان علی پوری دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات 2019 08 27 This article aims to identify social and cultural harms and threats of Khorasan Razavi province at county scale. The method employed in this study is secondary analysis, which gathered required data from national plans and Iran Statistics Center. Using these resources, required information were collected for 26 research indicators so the indicators were divided into three categories: demographic, cultural and social. By examining the indicator’s mean and Standard deviations, it was found that Torbat-e-Jam and Davarzan counties were under the most threats. In order to determine the indicators’ weight with expert opinion, hierarchical analysis was performed using Expert Choice software. So, it was found that, social, demographic, and cultural components had the highest importance, respectively. Using the final score generated by above method, the counties were divided into 5 categories with very low, low, medium, high and very high harmed areas, based on social and cultural harms. Neyshabur and Torbat-e Jammu counties had very high harm level, and Jovein, Firoozeh, Fareeman and Bajestan had very low level of harms. Through Pearson correlation test, it appears that social and cultural harms were not directly related to any of the characteristics of area, population, density, and distance to the center of the province. Keywords: Zoning, Social harm, Cultural harm, Population harm, Razavi Khorasan Province, Hierarchical Analysis پژوهش حاضر با هدف شناخت آسیب‌ها و تهدیدهای اجتماعی و فرهنگی استان خراسان رضوی، در مقیاس شهرستان تدوین شده است. روش پژوهش مبنی­بر تحلیل ثانویه است که داده‌های مورد نیاز را از طرح‌های ملی و داده‌های مرکز آمار ایران، ‌‌گردآوری می‌نماید. با استفاده از این داده­ها، اطلاعات مورد نیاز 26 شاخص پژوهش جمع‌آوری و در سه دسته‌ جمعیتی، فرهنگی و اجتماعی تقسیم‌بندی شده­اند. با بررسی میانگین یا نمره نرم داده‌ها، همچنین انحراف معیار اعداد، شهرستان‌های تربت‌جام و داورزن دارای بیشترین تهدید می­باشند. داده‌های موجود به روش بی‌وزن‌سازی فازی همسو و هم­دامنه شده و با هدف تعیین وزن شاخص‌ها، با نظرخواهی از کارشناسان، تحلیل سلسله مراتبی با استفاده از نرم‌افزار Expert Choice انجام و مشخص شد مؤلفه‌های اجتماعی، جمعیتی و فرهنگی به ترتیب از بالاترین اهمیت برخوردارند و نمره نهایی موزون داده‌ها تولید شد. با استفاده از نمره­نهایی تولید شده به روش فوق، شهرستان‌ها بر اساس آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی، به پنج دسته با آسیب بسیار کم، کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد تقسیم شد. شهرستان‌های نیشابور و تربت‌جام آسیب بسیار زیاد و جوین، فیروزه، فریمان و بجستان آسیب بسیار کمی دارند. همچنین با آزمون همبستگی پیرسون مشخص گردید که آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی با هیچ‌یک از ویژگی‌های مساحت، جمعیت، تراکم و فاصله تا مرکز استان ارتباط مستقیمی ندارند. "پهنه‌بندی" " آسیب اجتماعی" " آسیب فرهنگی" " آسیب جمعیتی" " استان خراسان رضوی" " تحلیل سلسله مراتبی" http://jgk.imamreza.ac.ir/index.php/jgk/article/view/968/pdf_1