اتاق مرکزی و دالان پیرامون آن در معماری بومی خراسان و نقش آن در پیدایش اندرونی و بیرونی

نوع مقاله : تاریخ معماری خراسان بزرگ

نویسنده

استادیار، گروه هنر و معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

چکیده

برخی از عناصر معماری بومی ممکن است به دلایل مختلف، ازجمله عملکرد، آسایش و القای حس تعلق به مکان، در معماری تداوم داشته و گاه توسعه‌یافته و از یک عنصر معماری بومی (مثل حیاط مرکزی یا ایوان) به یک مؤلفه معماری سنتی تبدیل گردد. در ایران سازه­ های مسکونی سنتی به‌طورمعمول به دو بخش، اندرونی که بخش خصوصی بوده و بخش بیرونی که محل پذیرایی از میهمان یا افراد بیگانه بوده تقسیم می ­شده­ است. هدف از این پژوهش، شناسایی سیر تحول دو عنصر اتاق مرکزی و دالان پیرامون آن در معماری بومی خراسان و نقش و تأثیر این عناصر در پیدایش اندرونی و بیرونی در خانه ایرانی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده ­ها از طریق منابع کتابخانه ­ای جمع ­آوری و مورد تطبیق و تحلیل قرار گرفته ­اند. برای دستیابی به هدف پژوهش تلاش گردید نقشه­­ بناهای پیش از اسلام با توجه به تقدم و تأخر زمانی موردمطالعه قرار گیرند. نتایج این پژوهش نشان می ­دهد که دو عنصر دالان و اتاق مرکزی از مؤلفه‌های معماری بومی خراسان از هزاره دوم پیش ­از میلاد بوده و پس از دوره هخامنشی با ایوان ستون‌دار از مؤلفه‌های معماری بومی مناطق غرب و شمال غربی ایران ترکیب‌شده و تشکیل پلان آیادانا را می­ دهند. عنصر دالان نقش مهمی در درون‌گرایی بناهای ایرانی به‌خصوص ناحیه خراسان داشته و عاملی مهم در پیدایش اندرونی در خانه ایرانی بوده است. دالان با ورود اسلام در معماری ایرانی حذف می ­گردد، اما پس از اسلام به‌مثابه یک نوستالژی در نظام حرکتی خانه ایرانی (همانند غلام­گردش یا مَردگرد) برجای می­ ماند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The central Room and the Surrounding Corridor in the Vernacular Archiecture of Khorasan and its Role in Emerge Interior and Exterior

نویسنده [English]

  • Ahmad Heidari
Assistant Professor, Department of Art and Architecture, Faculty of Engineering, Islamic Azad University, Birjand, Iran
چکیده [English]

Some elements of architecture may to be persistent in vernacular architecture in couse of function, comfort and sense of belonging to the place. These elements sometimes evolved and altered from an vernacular architectural element (such as a central courtyard or porch) to an index traditional architectural. In Iran, traditional residential structures are usually divided into two parts, the inner part which is the private sector so called interior or Andarouni and exterior part which is the place of reception of guests or public which is named Birouni. The purpose of this study is to identify the evolution of the two elements of the central room and the surrounding corridor in the vernacular architecture of Khorasan and the role and influence of these elements in emerge Interior and Exterior in the Iranian house. The research method is descriptive-analytical and the data have been collected and analyzed through library resources. In order to achieve the purpose of the research, an attempt was made to study the maps of pre-Islamic monuments according to respectively chronology. The results of this study show that the two elements of the corridor and the central room are components of the vernacular architecture of Khorasan from the second millennium BC and in post-Achaemenid period corridor and central room combined with columnar porch as a  components of vernacular architecture of western and northwestern Iran and it forms plan of Ayadana (Tarma-house).The corridor element has showed an important role in the emerge approach introversion in Iranian buildings, especially in the Khorasan region and has been an important factor in the interior emergence of the Iranian house. The corridor is eliminated with the arrival of Islam in Iranian architecture, but after that corridor remains as nostalgia in the movement system of the Iranian house (in stance: Gholam Gardesh or Mardgard).

کلیدواژه‌ها [English]

  • The central room
  • Corridor
  • Vernacular Archiecture of Khorasan
  • interior
  • exterior
  1. ابویسانی‌جغتایی، ناجیه. (۱۳۹۲). «نقش ایوان در معماری بوم­گرای روستایی (روستای کنگ-خراسان)». پژوهشنامه خراسان بزرگ. (شماره ۱۱)، ۲۷-۹.
  2. اکرمی، غلامرضا؛ و سجاد دامیار. (1396). «رویکردی نو به معماری بومی در رابطه­ ی ساختاری آن با معماری پایدار». هنرهای زیبا-معماری و شهرسازی. (شماره 1)، 40-29.
  3. باقری، اشرف السادات. (1393). تحلیل و بررسی درون‌گرایی در شهرهای اسلامی. تحقیقات جغرافیایی. (شماره 2)، 158-145.
  4. پاکزاد، جهانشاه. (1386). سیر اندیشه­ ها در شهرسازی؛ از کمیت تا کیفیت. تهران: شرکت عمران شهرهای جدید.
  5. پیرنیا، محمدکریم. (1371). آشنایی با معماری اسلامی ایران؛ ساختمان درون­ شهری و برون­ شهری. تدوین غلامحسین معماریان، تهران: نی.
  6. پیرنیا، محمدکریم. (1389). سبک‌شناسی معماری ایران. تهران: سروش دانش.
  7. رخ، سحر؛ و همکاران. (1397). «پیری در خانه، روح نهفته در معماری ایران؛ مطالعه موردی فضاهای مناسب سالمند در معماری بومی کرمان». هنرهای زیبا-معماری و شهرسازی. (شماره 2)، 16-5.
  8. رکنی، نوشین؛ و وحید احمدی. (۱۳۹۶). «واکاوی نظام فضایی پنهان معماری بومی مسکونی مشهد بر اساس تئوری نحو فضا». پژوهشنامه خراسان بزرگ. (شماره ۲۶)، ۵۸-۳۹.
  9. سلطان­زاده، حسین. (1372). فضاهای ورودی در معماری سنتی ایران. تهران: شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران.
  10. فکوهی، ناصر. (1382). انسان‌شناسی شهری. تهران: نشر نی.
  11. کولیور رایس، کلارا. (1366). زنان ایرانی و راه و رسم زندگی آنان. ترجمه اسدالله آزاده. مشهد: آستان قدس رضوی.
  12. مجتهدزاده، غلامحسین. (1386). برنامه‌ریزی شهری در ایران. تهران: دانشگاه پیام نور.
  13. محبی، مرضیه. (۱۳۹۱). «سلسله‌مراتب ورود به خانه ایرانی ضرورتی جهت طراحی ورودی بناهای مسکونی امروز». همایش ملی صدسال معماری و شهرسازی ایران معاصر-کرج. سازمان نظام‌مهندسی ساختمان استان البرز.
  14. مرادی، یوسف. (1388). «چهارتاقی میل میله گه، آتشکده‌ای از دوره ساسانی». مطالعات باستان­شناسی. (شماره 1)، 184-155.
  15. مرتضی، هشام. (1387). اصول سنتی ساخت­ و­ساز در اسلام. تهران: انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
  16. معماریان، غلامحسین. (1386). آشنایی با معماری مسکونی ایران گونه شناسی درون‌گرا. تهران: سروش دانش.
  17. هرتسفلد، ارنست. (1355). تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستانشناسی. ترجمه علی‌اصغر حکمت‌، تهران: انجمن آثار ملی‌.
  18. Alison et al. (2007). After Alexander central Asia before Islam. Joe Cribb and Georgina Herrmann, Published for The British Academy by Oxford University Press.
  19. Azarnoush, M. (1994). The Sassanian Manor House at Hajiabad Iran. Monografie di Mesopotamia III, Florence.
  20. Boucharlat, Remy. (1985). Chahar Taq et Temple du feu Sassanide: quelques remarques. in: Indus aux Balkans; Recueil a la memoire de Jean Deshayes. Paris: Recherche sur les Civilisations.
  21. Boucharlat, Remy; and Oliver Lecomte. (1987). Fouilles de Tureng Tepe.Sous la direction de Jean Deshayes. Paris: Les Periodes Sassanides et Islamiques, ERC.
  22. Colledge, Malcolm A.R. (1977). Parthian Art. New York: Cornell University Press, Ithaca.
  23. Downey, Susan. (1988). Mesopotamian Religious Architectures: Alexander Through the Parthians, Princeton.
  24. Erdmann, Kurt. (1941). Das iranische Feuerheiligtum. Sendschrift der Deutchen-Orient Gesellschaft,11Leipzig, Heinrichs.
  25. Huff, D. (2005). "From Median to Achaemenian Palace Architecture". Iranica Antiqua. (vol XL), 371-395.
  26. Kaim, Barbara. (2004). Ancient fire temples in the light of the discovery at Mele Hairam. Iranica Antiqva. (vol XXXIX), 323-338.
  27. Kruglikova, l.T. (1986). Dil´berdzin, Xram Dioskurov,Moscow 1986 (with French summary). review by:P.Bernard, Avstr.Ir.10.1987,nr.189.for a short(and partly outdated) presentation in French see Kruglikova, CRAI 1977, 409-21.
  28. Rahbar, Mehdi. (1998). "Decouverte d’ un Moument d’ epoqe Sassanide à Bandian,Dargaz(Nord Khorassan) Foulles 1994 et 1995". Studia Iranica. Tome 27, fascicule 2.213-250.
  29. Reuter, Oscar. (1910). Das Wohnbaus in Bagdad und anderen Städten des Irak. Beiträge zur Bauwissenachaft. Berlin: Wasmuth.
  30. Rosenfield, John M. (1967). The dynastic arts of Kushans. Berkeley and Los Angeles: University of California Press.
  31. Schippmann, Klaus. (1971). Die iranischen Feuerbeiligtümer. Berlin: De gruyter.
  32. Shkoda. V. (1998). "Iranian Traditions in Sogdian Temple Architecture". The Art and Archaeology of Ancient Persia. NewYork: Tauris publishers.
  33. Stronach, David. (1985). “On the evolution of the early Iranian fire temple”. Papers in Honour of Professor Mary Boyce, Acta Iranica. (vol 24), 606-627,
  34. Wheeler, Mortimer. (1968). Flames over Persepolis, Turning –point in history. Weidenfeld and Nicolson, 5 Winsley street London W1.