کارکرد اجتماعی مدرسه در بخارا (سده های 10 تا 14ق)

نوع مقاله : جغرافیای تاریخی خراسان بزرگ

نویسنده

دانش‌آموخته دکتری، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، ایران

چکیده

با تأسیس سلسله شیبانیان (1007-906ق/ 1599-1500م) در بخارا، مدرسه به‌عنوان محوری­ ترین رکن نظام تعلیم و تربیت اسلامی و همچنین به‌مثابه رکنی مهم در تربیت علما و نخبگان جامعه که از پیشینۀ درخشانی در ماوراء­النهر برخوردار بود، موردتوجه و حمایت خوانین اوزبک قرار گرفت. این حمایت صرفاً از جانب شیبانیان انجام نشد، از سوی حکومت­های اَشترخانی (1200-1007ق/ 1785-1599م) و مَنغیت (1339-1200ق/ 1920-1785م)، که متعاقباً در این منطقه به قدرت رسیدند با شدت و ضعف دنبال شد. پژوهش حاضر در نظر دارد با استفاده از منابع تاریخی و آرشیوی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد که کارکرد اجتماعی مدرسه در بخارا در سده ­های 10 تا 14ق چه بوده است؟ دستاوردهای پژوهش­ روشن می­سازد که طلاب علوم دینی که از اطراف و اکناف برای گذراندن دوره تحصیلات تکمیلی به بخارا می­ آمدند، پس از طی دوره تحصیل در بخش­های مختلف اجتماعی و در مناصب مهمی چون صدر، شیخ‌الاسلام، قاضی‌کلان، امام‌جمعه و غیره منصوب و از این طریق علاوه بر رفع و رجوع امور اجتماعی، در هدایت و اثربخشی بر طبقات عامه جامعه تأثیرگذار بودند. جهت­ دهی نخبگان در جامعه بخارا به سمتی بود که مطامع نظام حاکم را تأمین می­ نمود و حاکم اوزبک با انتصاب عالمان تربیت‌یافته در مدارس به مناصب مهم اجتماعی، درصدد تبلیغ و پیاده‌سازی ایدئولوژی نظام حاکم به دست این نخبگان بود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social function of the Madrasa in Bukhara; 10th to 13th centuries AH

نویسنده [English]

  • Mostafa Arabameri
PhD Degree, Department of History and Civilization of Islamic Nations, Faculty of Theology, University of Tehran, Iran
چکیده [English]

With the establishment of the Sheibanian dynasty (1007-906 AH / 1599-1500 AD) in Bukhara, the Madrasa was considered as the most pivotal pillar of the Islamic education system and also as an important pillar in the training of scholars and elites of the society who had a brilliant background in Transoxiana. And supported by Uzbek readers. This support was not only provided by the Sheibanis, but was strongly and weakly pursued by the Ashtarkhani (1200-1007 AH / 1785-1599 AD) and Manghit (1339-1200 AH / 1920-1785 AD) governments, which subsequently came to power in the region. . The present study intends to use historical and archival sources and a descriptive-analytical approach to answer the question: What was the social function of the Madrasa in Bukhara in the 10th to 14th centuries AH? The achievements of the research make it clear that the students of religious sciences who came to Bukhara from all over and beyond to complete their postgraduate studies, after completing their studies in various social sectors and in important positions such as Sadr, Shaykh al-Islam, Qazi Kalan, Imam Juma. Etc. were appointed and in this way, in addition to resolving and referring social affairs, they were influential in guiding and influencing the general classes of the society. The orientation of the elites in the Bukhara society was in a direction that satisfied the greed of the ruling system, and the Uzbek ruler sought to propagate and implement the ideology of the ruling system in the hands of these elites by appointing educated scholars to important social positions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Bukhara
  • Religious Scholars
  • social function
  • Madrasa
  1. پاشینو،پیتر ایوانوویچ. (1372). سفرنامه ترکستان: ماوراءالنهر، ترجمه مادروس داود خانف. به‌کوشش جمشید کیانفر. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
  2. دانش، احمد مخدوم. (1960). رساله یا مختصر از تاریخ سلاطین منغیتیه. تصحیح عبدالغنی میرزایف. استالین آباد: نشریات دولتی تاجیکستان.
  3. رئیس‌نیا، رحیم. (1387). جنبش جدیدیه در تاتارستان. تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی.
  4. ­­­ روزبهان‌خنجی، فضل‌الله. (1362). سلوک الملوک. تصحیح محمدعلی موحد. تهران: خوارزمی.
  5. ریتز، جورج. (1380). نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: علمی.
  6. زمانی، حسین. (1377). سفرنامه بخارا. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  7. سجویک، پیتر؛ و ادرو ادگار. (1388). مفاهیم بنیادی نظریه فرهنگی، ترجمه محمد نبوی و مهران مهاجر. تهران: آگاه.
  8. شکوری، محمدجان. (1978). صدرالدین عینی. دوشنبه: عرفان.
  9. صبوری، اکبر. (1392). «جایگاه و کارکرد منصب صدارت در دوره تیموریان». تاریخ‌نامه ایران بعد از اسلام. (شماره 7)، 154-125.
  10. صفت‌گل، منصور. (1385). پژوهشی درباره مکتوبات تاریخی فارسی ایران و ماوراءالنهر (صفویان، اوزبکان، امارت بخارا)، با همکاری نوبواکی کندو. توکیو: مؤسسه مطالعات زبان‌ها و فرهنگ‌های آسیا و آفریقا.
  11. عرب‌عامری، مصطفی. (1399). «جایگاه مدرسه­ها در گسترش فرهنگ اسلامی ورارود؛ مطالعه موردی مدرسه میرعرب بخارا» مطالعات اورآسیای مرکزی. (شماره 27)، 390-371.
  12. عینی، صدرالدین. (1981). تاریخ امیران منغیتیه بخارا. به‌کوشش کمال عینی، دوشنبه: عرفان. (نسخه سیریلیک).
  13. عینی، صدرالدین. (1958). یادداشت‌ها، استالین آباد: نشریات دولتی تاجیکستان.
  14. فطرت، عبدالرئوف. (1390) بیانات سیاح هندی، تهران. تهران: شهریاران.
  15. غفوروف، محمد جان. (1997). تاجیکان، دوشنبه: عرفان.
  16. گولد، جولیوس؛ و ویلیام کولب. (1376). فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه مصطفی ازکیا. تهران: مازیار.
  17. متولی، عبدالله. (1397). «بررسی روند قضایی و دادرسی در منطقه فرارود در آستانه تهاجم روس‌ها». مطالعات تاریخ اسلام. (شماره 36)، 113-91.
  18. وامبری، آرمینیوس. (1337). سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه. ترجمه فتحعلی خواجه‌نوریان. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
  19. نثاری‌بخاری، حسن. (1337). مذکر الاحباب. تصحیح نجیب مایل هروی. تهران: مرکز.
  20. هدایت، رضا قلی خان. (1385). سفارت نامه خوارزم. تصحیح جمشید کیانفر. تهران: میراث مکتوب.
  21. Allworth, Edward (2004). The Personal History of a Bukharan Intellectual: The Diary of Muḥammad Sharīf-i Ṣadr-i Z̮iya. Boston:
  22. Becker, Seymour. (2004). Russians protectorates in Central Asia (Bukhara and Khiva (1865-1924). London and New York: Routledge Curzon.
  23. Crews, Robert D. (2009). For Prophet and Tsar, Islam and Empire in Russia and Central Asia. United States of America: Harvard University Press.
  24. Frank, Allen. (20012). Bukhara and Muslims of Russia, Sufism, Education and Paradox of Islamic Prestige. Leiden-Bosto: Brill.
  25. Khalidi, Qurban-Ali. (2015). An Islamic Biographical Dictionary. Allen Frank, Leiden-Bosto: Brill.
  26. Khanykov, N. (1843). Opisanie Bukharskago Khanstva, St. Ptetersbur St. Petersburg.
  27. Olufsen, O. (1911). The Emir of Bukhara and His Country. London: William Heinemann.
  28. Sarfaraz khan, (2003). Muslim Reformist Political Thought. London And New York
  29. Carrère D'Encausse. (1966). “La Politique Culturelle Du Pouvoir Tsariste Au Turkrstan (1867-1917)”. Cahiers du monde russe et soviétique. (vol 3), 374-407.