بررسی و مطالعه بقایای تمدن خراسان بزرگ در حوضۀ آبریز رودخانه کشف رود

نوع مقاله : تاریخ هنر خراسان بزرگ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه باستان شناسی،دانشکده حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، ایران

2 دانشیار، گروه باستان شناسی، دانشکده حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، ایران

چکیده

تمدن خراسان بزرگ در نیمۀ دوم هزارۀ سوم قبل از میلاد شکل گرفت و تا نیمۀ دوم هزارۀ دوم قبل از میلاد ادامه داشت. نخستین‌بار آثار تمدن خراسان بزرگ از محوطه ­هایی که در دلتاهای رسوبی بلخ و مرو قرار دارند، به دست آمد و باستان ­شناسان آن را مجموعۀ باستان‌شناختی بلخی-مروی نام نهادند و معتقدند این تمدن نخستین­ بار در آنجا شکل گرفته است، اما برخی از پژوهشگران منشأ این تمدن را در خراسان ایران می‌دانند. هدف اصلی این پژوهش مشخص نمودن بقایای تمدن خراسان بزرگ در حوضۀ آبریز کشف ­رود و روابط فرهنگی بین این حوضۀ آبریز، جنوب ترکمنستان و منطقۀ  بلخ و رودخانۀ جیحون است. روش پژوهش در این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با­ تکیه به اطلاعات کتابخانه­ ای و میدانی است. بر اساس بررسی ­ها و کاوش‌های صورت‌گرفته، یافته ­های این تمدن در یک گسترۀ وسیع جغرافیایی در حوضۀ آبریز کشف ­رود، شمال رشته‌کوه‌های هزارمسجد (کپه ­داغ)، جنوب­ و جنوب­ شرق ترکمنستان، شمال افغانستان، جنوب رشته‌کوه‌های شاه­ جهان و بینالود (در شهرهای جاجرم، سبزوار و نیشابور)، خراسان جنوبی در درمیان، فردوس و طبس به‌دست ‌آمده است. آثار تمدن خراسان بزرگ در حوضۀ آبریز کشف­ رود از هشت محوطه به دست آمد. این موضوع نشان می­دهد که این حوضة آبریز قابلیت خوبی برای جذب گروه‌های انسانی در این دوره داشته است. بر اساس مطالعات صورت‌گرفته بر روی سفال‌ها و محوطه­ های حوضۀ کشف ­رود به این مهم پی برده شد که سنت سفالگری تمدن خراسان ‌بزرگ در ابتدا در منطقۀ مرو در کشور ترکمنستان شکل گرفت و از آنجا به منطقۀ بلخ در شمال­ افغانستان، جنوب ازبکستان و به‌سوی این حوضۀ آبریز انتشار یافته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigation and studying the remains of the great Khorasan Civilization in the Kashafrood watershed

چکیده [English]

The civilization of the Great Khorasan developed in the second half of the third millennium BC. For the first time, cultural materials of the great Khorasan civilization were obtained from the sites which are in the sedimentary deltas of the Merv and Tajan, so archeologists called it Bacteria-Margina Archaeological Complex and believe that this civilization was formed there for the first time, some of the researchers believe that the origin of it is in Khorasan of Iran. The primary purpose of writing this article is to identify and introduce the cultural sites of the Great Khorasan culture in the watershed of Kashafrood and to identify the relationship between this cultural area and southern Turkmenistan, the zone of Balkh and Oxus River. The present research has been done with a descriptive-analytical approach and relying on library and fieldwork. Based on the surveys and excavations, the findings of this civilization in a wide geographical area in the watershed of Kashafrood, north of Hezar Masjed mountain range, south and southeast of Turkmenistan, north of Afghanistan, south of Shahjahan and Binalood mountain range (in the cities Jajarm, Sabzevar, and Nishaboor), in South Khorasan province in the cities Dermiyan, Ferdows, and Tabas have been obtained. The cultural materials of the great Khorasan civilization in the watershed of Kashafrood were obtained from eight sites. This shows that this basin has an excellent ability to attract human groups in this period. Based on the studies over the wares and places of the watershed of Kashafrood, it was recognized that the pottery tradition of the great Khorasan civilization for the of Uzbekistan and this watershed.


کلیدواژه‌ها [English]

  • The great Khorasan Civilization
  • The watershed of Kashafrood
  • Mashhad plain
  • Bacteria-Margiana Archaeological complex
  • Middle Bronze age
  • Late Bronze Age
  1. ایروانی‌قدیم، فرشید؛ و همکاران. (1397). «مکان‌یابی سرزمین توکریش». پژوهشنامه خراسان بزرگ. (شماره 30)، 14-1.
  2. باصفا، حسن؛ و مهدیه رحمتی. (1390). «گزارش مقدماتی کاوش­های باستان­شناختی محوطة شهرک فیروزه شهرستان نیشابور». مزدک­نامه، ج5، 624-613.
  3. حبیبی، سید‌خلیل؛ و همکاران. (1394). ‌«شواهد فرهنگ‌های پیش‌از‌تاریخی آسیای مرکزی در منطقة شمال‌شرقی فلات ایران بر اساس بررسی روشمند تپه نادری مشهد». ‌همایش ملی باستان‌شناسی ایران. بیرجند: چهاردرخت، 1-19.
  4. حیدری، رضا. (1395). «محوطه چوپان بردسکن، نویافته‌هایی از فرهنگ بلخ-مروی». چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران. مشهد: موزه بزرگ خراسان، 13-1.
  5. دانا، محسن. (1399). «فرهنگ عصر مفرغ خراسان بزرگ، شکل‌گیری یک مفهوم: خراسان». مطالعات باستان‌شناسی پارسه. (شماره 12)، 98-75.
  6. سروش، محمدرضا؛ و صاحب یوسفی. (1393). «محوطه رزه، شاهدی از استقرارهای هزارة سوم تا دوران تاریخی در خراسان جنوبی». دوازدهمین گردهمایی سالانه باستان­شناسی ایران. تهران: سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، 273-271.  
  7. شکوهی، نعیمه؛ و زهرا دل­آرامی. (1383). تپه قلئورخانه. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی. گزارش ثبتی، 8-1.
  8. صبوری، هادی؛ و همکاران. (1393). «بررسی فرآیندهای پس از نهشت شدن: نمونه موردمطالعه، تپه فریزی در دشت سبزوار». مطالعات باستان­شناسی. (شماره 2)، 111-91.
  9. فرجامی، محمد. (1388). گزارش گمانه‌زنی به‌منظور تعیین حریم تپه‌سرتخت باغستان. بیرجند: بایگانی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خراسان جنوبی.
  10. فرجامی، محمد. (1394). نویافته‌های عصر مفرغ در خراسان جنوبی (مطالعه موردی: محوطه گَوَند باغستان فردوس). همایش ملی باستان‌شناسی ایران. بیرجند: چهار درخت، 31-1.  
  11. لباف­خانیکی، رجب‌علی. (1387). «سفال: نمادی از فرهنگ مشترک ایران و آسیای میانه». باستان‌شناسی و تاریخ. (شماره 44)، 41-29.  
  12. ماسون، و.م. (1374). «دوران برنز در خراسان و ماوراء آمودریا». تاریخ تمدن‌های آسیای مرکزی. ج1. ترجمه صادق ملک شهمیرزادی. تهران: وزارت امور خارجه.
  13. وحدتی، علی‌اکبر؛ و هانری پال فرانکفورت. (1389). «گزارش مقدماتی گمانه­زنی در تپه دامغانی سبزوار». باستان­شناسی و تاریخ. (شماره 48)، 36-17.
  14. وحدتی، علی‌اکبر؛ و رافائل بیشونه. (1394ب). «فصل سوم کاوش‌های مشترک ایران و ایتالیا در تپه چلو جاجرم، خراسان شمالی». چهاردهمین گردهمایی سالانه باستان‌شناسی ایران. ناشر: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، 49-43.
  15. وحدتی، علی‌اکبر. (1394الف). «عصر مفرغ و آهن در خراسان (3000 تا 500 پ م)». گذری بر باستان‌شناسی خراسان، گزیده‌ای از یافته‌های باستان‌شناختی و نفایس تاریخی-فرهنگی خراسان. به‌کوشش لباف‌خانیکی. تهران: سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، 47-37.  
  16. یوسفی­زشک، روح‌الله؛ و سعید باقی­زاده. (1391). «کاربرد سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) در تحلیل الگوی استقراری: مطالعه موردی محوطه­های دشت درگز از دورة نوسنگی تا پایان عصر آهن IV». پژوهش­هـای باستان­شناسـی ایـران (نامه باستان‌شناسی). (شماره 2)، 24-7.
  17. Amiet, P. (1989). “Elam and Bactria”. Bactria: An Ancient Oasis Civilisation from the Sands of Afghanistan. G. Ligabue & S. Salvatori (eds.), Venice, Pp. 124-140.
  18. Askarov, A.A. (1981). “Southern Uzbekistan in the Second Millenium B.C”. The Bronze Age civilization of Central Asia. Armonk: New York, Pp. 256-272.
  19. Biscione, R. (1977). “The crisis of the Central Asian urbanization in II millennium B.C. and villages as an alternative system”. Le Plateau Iranien et l’Asie Centrale des Origines à la Conquête Islamique. Paris, Pp. 113-127
  20. Biscione, R. and Vahdati, A. (2020). The BMAC Presence in Eastern Iran: State of Affairs in December 2018. Towards the Greater Khorasan Civilization? In: B. Lyonnet and N. Dubova (eds.), The World of the Oxus Civilization, Part 3: The Surrounding Areas, Routledge. Pp. 527-550.  
  21. Bondioli, L. and Tosi, M. (1998). “Introduction”. The Archaeological Map of the Murghab Delta: Preliminary Reports 1990-1995. A. Gubaev, G. Koshelenko and M. Tosi (eds). Rome: Isi AO, Pp. IX-XIX. 
  22. Cattani, M. (2008). “The final phase of the Bronze Age and the “Andronovo Question” in Margiana”.  The Bronze Age and Early Iron Age in the Margiana Lowlands: Facts and Methodological Proposals for a Redefinition of the Research Strategies. Cattani, M., Salvatori, S. (eds). Oxford: Archaeopress, Pp. 133-147.
  23. Deshayes, J. (1975(. “Les fouilles récentes de Tureng Tépé: la terrasse haute de la fin du 3e millénaire”. Comptes Rendus de l’Académie des Inscriptions et des Belles‑Lettres, Vol. 119, Pp. 522‑530.
  24. Francfort, H.P. (1989). “Fouilles de Shortughai: recherches sur l’Asie centrale protohistorique". 2 vols. Paris.
  25. Francfort, H.P. (2005). "Note on the "Acrobat and Bull" Motive in Central Asia". MOCKBA, Pp. 711-716.
  26. Habibi, KH & Shaikh Baikloo, B & Eshgi, A. (2015). "Evidence from Cultures of the Central Asia in Naderi Tepe, Mashhad Plain in Northeastern Iran". Magent, Vol, 3, 826-844.
  27. Hakemi, A. & Sajjadi, S. M. S. (1989). "Shahdad Excavations in the Context of the Oasis Civilization". Bactria: An Ancient Oasis Civilization from the sands of Afghanistan, G. Ligabue & S. Salvatori (eds.), Venice, Pp. 141-156.   
  28. Hiebert, F. T. and C. C. Karlovsky. (1992). "Central Asia and the Indo-Iranian borderlands". Iran, Vol. 30, Pp. 1-15.
  29. Hiebert, F. T. (1994). "Origins of the Bronze Age Oasis Civilization in Central Asia". Cambridge, Peabody Museum of Archaeological and Ethnological Harvard University, Vol. 21, Pp. 135-136.      
  30. Hiebert, F.  ; Dyson R. (2002). "Prehistoric Nishapur and the frontier between Central Asia and Iran". Iranica Antiqua 37, Pp. 113-149.
  31. Jarrige, J.-F. & Hassan, M. U. (1989). "Funerary Complexes in Baluchistan at the End of the third Millennium in the Light of Recent Discoveries at Mehrgarh and Quetta". South Asian Archaeology 1985: Papers from the 8th International Conference of the Association of South Asian Archaeologists in Western Europe, 4, K. Frifelt & P. Soresen (eds.), Riverdale, Pp. 150-166.
  32. Jarrige, J.-F. (1985). "Continuity and Change in the North Kachi Plain (Baluchistan, Pakistan) at the Beginning of the Second Millennium B.C.".  South Asian Archaeology 1983, J. Schotsmans & M. Taddei (eds.), Naples, Pp. 35-68.
  33. Karlovsky, Lamberg, C.C. (1994). "The Oxus Civilization: the Bronze Age of Central Asia ". Antiquity, 68, Pp. 353-354.
  34. Kohl, P. L. (1984). "Central Asia: Palaeolithic Beginning to Iron Age". Paris, editionsrecherche sur les Civilisations
  35. Kuftin, B.A. (1956). "TT JuTAKE, VII". Ashgabat.
  36. Luneau, Elise. (2015). "A new assessment of the end of the OXUS Civilization (southern Central Asia, CA. 1750-1400 BCE): overview of the transformations of the society". In: Broading Horizons 4: Conferece of young researchers working in the Ancient Near East. Egypt and Central Asia, University of Torino, Pp. 303-308.
  37. Masson, V. M. and V. I. Sarianidi. (1972). "Central Asia before the Achaemenids". Translated and Edited with a preface by Ruth Tringham, London: Thames & Hudson.
  38. Masson, V.M. (1999)."The decline of the Bronze Age civilization and movements of the tribes". IN DANI, H. (Ed.) History of civilizations of Central Asia, Pp. 337-356.
  39. Potts, D. T. (2008). "Puzur-Inšušinak and Oxus Civilization (BMAC): Reflections on Šimaški and the geo-polithical landscape of Iran and Central Asia in the Ur III period". Zeitschr. F. Assyrologie, 98, Pp. 165-194.
  40. Rezaei, M. H.; Zanganeh Ebrahimi, J. & Basafa, H. (2018). “The Settlement Patterns in Roshtkhar Plain, Northeastern of Iran”. Iran, Vol. 57, Pp. 1-14.
  41. Rouse, Lynne M., Cerasetti, Barbara. (2014). "Ojakly: A Late Bronze Age mobile pastoralist site in the Murghab Region". Turkmenistan, Washington University in St. Louis, St. Louis, Missouri, 2University of Bologna, Bologna, Italy, Pp. 32-50.
  42. Santoni, M. (1984). "Sibri and the South Cemetery of Mehrgarh: Third Millennium Connections between the Northern Katchi Plain (Pakistan) and Central Asia". South Asian Archaeology 1981, Cambridge, Pp. 52-60.
  43. Sarianidi, V. I. (1977). "Ancient Horasan and Bactria". Le Plateau Iranien et l’Asie Centrale des Origines à la Conquête Islamique. Paris, Pp. 129-154.
  44.  Sarianidi V. I. (1987). "Le complexecultuel de Togolok 21 en Margiane". In: Arts Asiatiquesx LI, Pp. 5-21.
  45. Sarianidi, V. I. (1990). "Drevnosti Strani Margush". Ashkhabad.
  46. Sarianidi, V. I. (1993). "Excavations at Southern Gonur'. Published by: British Institute of Persian Studies, Vol. 31, Pp. 25-37.
  47. Sarianidi, V. I. (1998). "Margiana and Protozaroastrism". Athens.                          
  48. Sarianidi, V. I. (2002). "Marguš, Ancient Oriental Kingdom in the Old Delta of the Murghab River". Ashgabat: Türkmendölethabarlary.
  49. Sarianidi, V. (2005). "Gonur: City of Kings and Gods". Miras. Ashgabat.
  50. Sarianidi, V., (2007). "Necropolis of Gonur". Makriyanni Str., Athens 117 42, Greece, ISBN 978-960-7037-85-5.
  51. Sarianidi, V.I. (2008). "Margush, "Mystery and Truth of the Great Culture". Ashgabat: Türkmendölethabarlary.
  52. Schmidte, E. F. (1973). "Excavations at Tepe Hissar Damghan". Philadelphia.
  53. Stein, S. A. (1931). "An Archaeological Tour in Gedrosia". Memoirs of the Archaeological Survey of India, 43, Calcutta.
  54. Stein, S. A.) 1937(. "Archaeological Reconnaissance in Northeastern India and Southeastern Iran". London.
  55. Udemuradov, B. (2002). "Ceramic material from Gonur-depe necropolis". In Margiana Gonur-depe necropolis, (10 years of excavation by Ligabue study and research centre), Gabriele Rossi-Osmida. (ed), II Punto Edizioni, Pp. 132-143.
  56. Vahdati, Ali. A. (2014). "A BMAC Grave from Bojnord, North-Eastern Iran". Iran. Vol, LII, Pp. 19- 27.
  57. Vahdati, Ali. A. (2015). "A Preliminary report on archaeological survey in Esfarāyen county, northeastern Iran". AMIT, No. 40, Pp: 261-287.
  58. Vahdati, Ali. A.; Biscione, R; La Farina, Riccardo; Mashkour, Marjan; Tengberg, Margareta; Fathi, Homa; Mohaseb, Fatemeh. )2019). "Preliminary report on the first season of excavations at Tepe Chalow New GKC (BMAC) finds in the plain of Jajarm, NE Iran". In:  The Iranian Plateau during the Bronze Age development of urbanization, Production and trade". Lyon, Maison de L'orient et de la Mediterranee-Jean Pouilloux, Pp. 179-200.