بررسی تطبیقی الگوی نظم‌پذیری اجتماعی ایلات چگنی و زعفرانلو در مهاجرت از غرب ایران به خراسان در عصر صفوی

نوع مقاله : جغرافیای تاریخی خراسان بزرگ

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تاریخ ایران اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران- ایران

2 استادیار پژوهشکده علوم تاریخی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

3 استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران- ایران

چکیده

ازجمله مهم‌ترین سیاست‌های داخلی حکومت مرکزی صفویه کوچاندن اقوام و ایلاتی بود که برای آن‌ها مشکلات سیاسی و بی‌نظمی‌ اجتماعی ایجاد می‌کردند. دو ایل چگنی و زعفرانلو از ایلاتی بودند که جابجایی قومی و تغییر و تحول کارکرد اجتماعی آنان در طی مهاجرت اجباری آن‌ها از صفحات غربی ایران به منطقۀ خراسان، مسئلۀ پژوهش حاضر است. پرسش این است که سیاست مشارکت دادن ایلات چگنی و زعفرانلو در ساختار قدرت در منطقۀ خراسان در نظم‌پذیری و تغییر در کارکرد اجتماعی-سیاسی آن‌ها چه تأثیری داشته است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ایل چگنی در غرب، ایلی پراکنده، با قوۀ گریز از مرکز نیرومند، داعیۀ استقلال از حکومت مرکزی داشته و ناامنی‌های اجتماعی بسیاری برای کاروان‌های تجاری ایجاد کرده بودند، اما با جابجایی اجباری و کسب مناصب حکومتی توسط بزرگان ایل در خراسان، بخشی از ساختار اجتماعی خراسان گردیده که توانستند امنیت را در مرزها و خراسان ایجاد کنند. ایل زعفرانلو نیز با ورود به خراسان، با کسب مقام «وکیل الاکراد»، تشکیلات اجتماعی و سیاسی منسجم‌تر و نیرومندتری نسبت به چگنی‌ها ایجاد کردند. پژوهش حاضر تلاش دارد با مدلی تاریخی و شیوه تطبیقی و طرح شاخصه‌هایی چون جابجایی، مشارکت در قدرت، تحول در رفتار اجتماعی و کارکرد امنیت داخلی و ورای مرزها، الگویی از نظم‌پذیری اجتماعی ایلات را در دوره صفویه ارائه کند.

عنوان مقاله [English]

A comparative review of the patterns of "social orderliness" among the tribes of Chegni and Zafaranlou in the course of migration from Western Iran to Khorasan in the Safavid era

چکیده [English]

One of the policies of the Safavid central government was to relocate the tribes and clans that were creating them political and social problems for them, the two Chegni and Zafaranlu tribes, who had migrated from western Iran to eastern Khorasan, were from the same tribes whose ethnic shift and the evolution of their social function during the migration of these two tribes from the western plates of Iran to the Khorasan region are the subject of the present study. The question is, what effect has the participation policy of the Chegni and Saffronlu tribes in the power structure in the Khorasan region had on the orderliness and change in their socio-political function? The findings of the research show that the Chegni tribe in the west, a scattered tribe with a strong centrifugal force, acclaimed independence from the central government, and created many social insecurities for the caravans. However, with the forced relocation, the tribal elders, by gaining government positions in Khorasan as a special ethnic group, became part of the social structure of the Khorasan region, which was able to create security on the borders and the Khorasan region. Together with the Saffronlou Kurds, they migrated from the Kurds of Kermanshah in western Iran and in East Azerbaijan to the east. Upon entering Khorasan, the Saffronlou tribe gained a more cohesive and strong social and political organization than one possessed by the Chegnias in Khorasan by gaining the position of lawyer. Displacement, participation in power, change in social behavior, and the pattern of social orderliness of tribes and the functioning of internal security and beyond borders are the issues that this research deals with throughf historical explanation.
Keywords: Tribe, Safavid, Chegni, Saffron, Social Order Pattern, Khorasan